کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 20 بهمن ماه ، 1388
 
منوی اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
دیگر بخشها
بخش کاربری
مطالب سایت
بخش خبری
امکانات سایت

پیغام کوتاه

فقط کاربران عضو سايت ميتوانند پيغام کوتاه ارسال نمايند لطفا وارد سيستم شويد يا اينکه عضو شويد.

آخرین ارسالها
کل موضوعات 89
کل ارسال ها 133
کل بازديد ها 1330
کل پاسخ ها 44
کل اعضا 98
آخرين 20 ارسال انجمن

چنددعای خواندنی و جالب از زبان
ارسال شده توسط hamidansari در مورخه : پنجشنبه، 26 شهريور ماه ، 1388

زرتشت
ارسال شده توسط 148 در مورخه : يكشنبه، 20 ارديبهشت ماه ، 1388

Genpets موجودی ساخته دست بشر!
ارسال شده توسط smk در مورخه : سه شنبه، 20 اسفند ماه ، 1387

سیدعلی میری درگذشت
ارسال شده توسط 148 در مورخه : پنجشنبه، 15 اسفند ماه ، 1387

هوچکین
ارسال شده توسط 148 در مورخه : شنبه، 10 اسفند ماه ، 1387

ضرب المثل هائی درباره دوست
ارسال شده توسط 148 در مورخه : چهارشنبه، 30 بهمن ماه ، 1387

بزرگترین حفره های کره زمین
ارسال شده توسط saeed در مورخه : دوشنبه، 21 بهمن ماه ، 1387

شبی از آن رابی
ارسال شده توسط hamidansari در مورخه : شنبه، 19 بهمن ماه ، 1387

آیا میدانستید؟
ارسال شده توسط hamidansari در مورخه : چهارشنبه، 9 بهمن ماه ، 1387

كساني كه خود را جراحي كردند
ارسال شده توسط hamidansari در مورخه : يكشنبه، 22 دي ماه ، 1387

سري كامل كدهاي مخفي Nokia
ارسال شده توسط mhdie در مورخه : يكشنبه، 15 دي ماه ، 1387

همه چهار زن دارند
ارسال شده توسط saeed در مورخه : دوشنبه، 9 دي ماه ، 1387

حكايت نامه
ارسال شده توسط hamidansari در مورخه : سه شنبه، 3 دي ماه ، 1387

این مردان سرشناس قبلا چه شغلی
ارسال شده توسط hamidansari در مورخه : چهارشنبه، 13 آذر ماه ، 1387

من كم كم داره يادم مي ره
ارسال شده توسط 148 در مورخه : چهارشنبه، 13 آذر ماه ، 1387

قانون جذب
ارسال شده توسط farzad در مورخه : سه شنبه، 12 آذر ماه ، 1387

شغل دوم ستارگان فوتبال!
ارسال شده توسط hamidansari در مورخه : دوشنبه، 11 آذر ماه ، 1387

خدا را شكر كنيم
ارسال شده توسط 148 در مورخه : شنبه، 9 آذر ماه ، 1387

عشق ميان پرندگان
ارسال شده توسط 148 در مورخه : شنبه، 9 آذر ماه ، 1387

احمقانه ترين سئوالات كامپيوتري
ارسال شده توسط hamidansari در مورخه : شنبه، 2 آذر ماه ، 1387

تالار گفتمان جستجو

آرشيو خبرها
Monday, December 28
مصاحبه
Thursday, December 24
تسليت
Monday, December 21
یلدا
Sunday, December 13
نگاهی به خبرهای پاییزی
Saturday, November 14
فراخوان ثبت نام صندوق قرض الحسنه
Saturday, October 17
یادی از همایش 25 مهر
Monday, October 05
بازگشایی مدرسه ها
Tuesday, September 29
خبر
Tuesday, September 08
ماه رمضان
Sunday, August 16
حجکم مقبول
Wednesday, August 05
کجایی دوست قدیمی
Sunday, August 02
خبر فوری
Sunday, July 12
اندکی تامل
مسابقه
Monday, June 22
فراخوان ایده ها
Monday, May 18
خبر
Saturday, May 02
اولین سالگرد راه اندازی وبلاگ آهن شهر
روز معلم
Monday, April 27
تسلیت
Saturday, April 18
سالگرد

مطالب قدیمی تر

در ادامه بحث فراخوان ایده ها : دفتر خدمات پلی

دوستان خوبم با همكاري شما  بيش از يكسال از ثبت وبلاگ و سايتمان گذشت و با برگزاري چندين همايش دستاوردهاي مختلف آن را تجربه كرديم.
 با هم دورتادور فرش كهنه آهن شهر رو گرفتيم و تكونديم وبا اكثريت خونواده هاش دور هم نشستيم و ياد ايام و خاطرات و احساسات و ...ورق زديم جاي خاليه عزيزانمونو ديديمو و بغض هامون  تركيدو اشكهامون  جاري شد و به ياد روزهاي خوب و خوشمون ولذت  خاطرات شيرينمون لبخندي زديم .آري ما با هم اشكها و لبخندها رو نقش زديم ....

با افتخار ديديم ما صاحب بزرگترين و غني ترين خانواده فرهنگي و اجتماعي و... هستيم و فرزندان ديروز آهن شهر از موفق ترين مديران و كارشناسان و مهندسين و دكتران و معلمين و... در جاي جاي اين كشور هستند.پيشنهادي داشتم آيا مايليد علاوه بر داشتن گروههاي فرهنگي و اجتماعي در زمينه هاي مختلف سرمايه گذاري مانند توليدي وخدماتي و توزيعي و تجاري و صنعتي و هنري و مشاوره ... با تشكيل دادن  يك يا چندين گروه با استفاده از توانمنديهايمان به هدفهاي بالاتري دست پيدا كنيم؟
براي تكميل مطلبمان  بد نيست اشاره اي هم به چند نكته اساسي داشته باشيم ميدانيم كه  :
1- افق هاي استخدام كشور تاريكه و خودمان بايد در صدد ايجاد اشتغال براي آينده فرزندانمان باشيم.
 2- هر كدام از ما جهت سرمايه گذاري و ايجاد اشتغال سرمايه  و تجربه كافي  نداريم وبا ايجاد گروه و تجميع سرمايه امكان رسيدن به هدف ميسرتر ميباشد.
 3- در كار گروهي دلسوزي به سيستم به يك اندازه و همه در جهت پيشرفت و توسعه از هم سبقت ميگيرندو توانمنديها را با اخلاص در خدمت جمع قرار ميدهند و موجب افزايش بهره وري ميگردند..(درست برعكس قضيه کار گر با کار فرما)
 4-با استفاده از تجربه و توانمنديهايشان  و ارتباطات و ديگر ابزارهاي پيشبردي در اهداف ميتوانند بسيار تاثير گذار باشند.
 5-هر كدام از اعضا با ارائه ايده و طرحي اشتغال زا و سود آور كه به تائيد گروه كارشناسي برسد گروه را در رسيدن به اهداف ياري مينمايد.
 6- در كار گروهي تصميم گيريها و انتخاب مسئولين هر بخش از كار  با راي اكثريت اعضا ميباشد.
 اصطلاحا يك كار گروهي از سه ميز كاري تشكيل ميشود:1- ميز ايده ها و طرحها  2- ميز كارشناسي و تصميم گيري 3- ميز عمليات و اجرا
        
                                                                  (دفتر خدمات پليس +10 )
درادامه بحث فوق كه قبلا در پست مطالب خوانده ايد و درراستاي تحقق اهدافمان با ياري خداوند متعال  اولين ايده را جهت كارشناسي و ارزيابي به اطلاع دوستان و علاقمندان صندوق سرمايه گذاري و انجمن آهن شهر رسانده و از كليه دوستان كه در زمينه هاي مختلف ذكر شده ذيل ميتوانند ما را ياري نمايند دعوت به همكاري وبا ارسال نظرات خود اين صندوق را ياري نمايند: 1-مطالعه و بررسي و اعلام دستاورد هاي كارشناسي شده در اين زمينه 2- اخذ دو  مجوزفعاليت  قانوني از مراجع مربوطه براي شهرهاي تهران و كرج   3-معرفي ملك و محلي مناسب جهت رهن و اجاره (ترجيحا طبقه اول و با متراژ 80 الي 120 متر اداري ) درمناطق خاص  تهران و كرج4- سرمايه گذاري  5- ارايه پيشنهادات و راهكارهاي سازنده و در صورت داشتن تجربه نظرات كارشناسي خود را به ما ارسال فرماييد.
 نتايج مفيد حاصله از اين طرح: 1- ايجاد اشتغال براي فرزندان آهن شهر(اولويت اشتغال با اعضا اصلي صندوق و بستگان درجه يك  ميباشد) . 2- سرمايه گذاري و ايجاد درآمد و هدفمندي صندوق و انجمن آهن شهر و........

0 امتياز شنبه، 17 بهمن ماه ، 1388 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 4 بار بازديد شده

مصاحبه 4

جناب آقاي معيني لطفا خودتان را براي ما و خوانندگانمان بيشتر معرفي كنيد؟ ضمن سلام حضور تمامي دوستان و همكاران گرامي اينجانب علي معيني متولد سال 1318  اهل كرمانشاه ، كه در حال حاضر ساكن تهران هستم .

جناب آقاي معيني لطفا از استخدامتان براي خوانندگان ما بگوييد؟ اينجانب در سال 1342 به خدمت بانك صادرات ايران درآمدم و مدت شش سال رياست چندين شعبه اين بانك را عهده دار بودم . از اوايل سال 1348 بنا به توصيه دوست بسيار عزيز و ازدست رفته ام شادروان مجتبي انصاري كه در آن زمان در حسابداري شركت سنگ آهن انجام وظيفه ميكردند به بافق آمدم و پس از موافقت جناب آقاي مهندس به آئين با پست معاونت كارپردازي مشغول به كار شدم و از اوايل سال 1358 به سمت رئيس تداركات منصوب و تا پايان دوره خدمتم در سال 1365 در همين پست انجام وظيفه نمودم . در اين سال اينجانب با درخواست شخصي به درجه بازنشستگي نائل گرديدم.

لطفا چندتن از دوستان و همكاران دوران اشتغالتان در سنگ آهن را نام ببريد؟ بنده با اغلب همكاران اعم از پيشكسوتان آن زمان و يا هم سن و سال خود روابط خوبي داشتم وبعلت فعاليت ورزشي خصوصا در رشته واليبال دوستان جوان زيادي داشته و هم اكنون نيز با تعدادي از آنان روابط خانوادگي دارم.

آیا رویداد خاصی از دوره اشتغالتان بخاطر دارید ؟ از رويدادهاي مهم زمان خدمتم يكي تكميل و راه اندازي پروژه سنگ آهن چغارت به دست تواناي جوانان و پيشكسوتان اين مرز و بوم كه از اقصي نقاط ايران در آنجا گرد آمده بودند و با كمترين امكانات و سخت ترين شرايط زندگي بود ، كه با حضور شاه وقت كشور كه به بافق آمده بود و در سخنراني خود پس از تعريف و تمجيد از كارگران و كارمندان گفت :" كه من تا 2 سال آينده يك قطره نفت به اين قد بلندهاي چشم آبي نخواهم داد ." ، افتتاح گرديد و دومين رويداد مهم به ثمر رسيدن انقلاب اسلامي بود .

نظرتان در رابطه با گردهمایی های کوچک و بزرگ  فرزندان آهن شهر چيست ؟ گردهمايي ها و تشكل ها اگر برنامه ريزي شده و هدفمند باشد بسيار مفيد و سازنده خواهد بود.

آیا در مورد صندوق قرض الحسنه خانوادگی آهن شهر نظري داريد؟ موارد زير در تشكيل صندوق ذخيره سرمايه گذاري مهم وتاثيرگذار مي باشد ، يكي وجود افراد كارشناس در امور مالي و بازرگاني كه داراي خصلت ايثار و فداكاري باشند ، چون اين كار بسيار پرمشغله و پر مسئوليت مي باشد  و ديگري استقبال همه جانبه اعضاء تشكيل دهنده و همكاران عزيز .

آيا پيشنهاد خاصي براي  تيم نويسندگان وبلاگ آهن شهر داريد؟ بنده به علت داشتن مسئوليت انجمن اوليا و مربيان مدارس آهن شهر ارتباط نزديكي با دانش آموزان و نوجوانان داشته و اكنون كه مي بينم تلاشهاي آنها به ثمر رسيده واكثرا به درجات بالا و تحصيلات عالي رسيده اند به خود مي بالم و احساس غرور مي كنم ، خصوصا وقتي كه ميبينم كه به همت جوانان ارزشمندي مانند برادران عمراني و انصاري و ساير دوستان جوان وب سايت فرزندان آهن شهر راه اندازي شده كه باعث همبستگي جوانان و پيشكسوتان شده ، لذت مي برم و اميدوارم كه در اين راه موفق و مؤيد باشند.

آیا می دانستید یکسال دیگر تاریخ سنگ آهن مرکزی بافق پنجاه ساله می شود ؟ آیا فکر می کنید شرکت سنگ آهن برنامه خاصی برای این رویداد بزرگ خواهد داشت ؟ اگر مدیرعامل سنگ آهن بودید چه می کردید ؟ از جناب آقاي مهندس احمديه مديريت عامل محترم شركت سنگ آهن مركزي استدعا دارم به پاس خدمات صادقانه پيشكسوتان و جوانان  شاغل در به ثمر رسيدن و ادامه اين پروژه عظيم ملي هر طور صلاح است تجليل به عمل آيد ، اگر همكاران پيشكسوت هم حضور داشته باشند باعث افتخار و تجديد خاطره آنها خواهد شد.

چنانچه خاطره تلخ یا شیریني هم برايمان بيان بفرماييد ممنون مي شويم ؟ خاطره تلخ دوران خدمت از دست دادن دوستان و همكاران بنام هاي منوچهر نقيب زاده ، اصغركاظم و مجتبي امامي كه در اثر تصادف بوقوع پيوست بسيار خاطره تلخي بود.

به نظر شما موفقترين مديرعامل دوران خدمتتان كيست ؟ آقاي مهندس به آيين بودند كه در سخت ترين شرايط و با كمترين امكانات اين پروژه را مديريت كردند.

نظر شما درباره همايش آهن شهر چيست ؟ خاطره اي به نظرم رسيد ، اواخر سال 1381 در مسجد بلال صدا و سيما در مجلس ترحيم دوست بسيار عزيزم شادروان رسول اخوان صفا ، به همراه آقايان بادكوبه اي و عصار و روشن و كاظمي وديگر همكاران شركت كرده بوديم در آنجا با آقاي مهندس دهستاني مديرعامل وقت شركت آشنا شدم ، پس از معرفي و از اينكه ايشان فرزند يكي از همكاران قديمي و اهل بافق هستند ودرحال حاضر مديريت عامل شركت سنگ آهن مركزي را به عهده دارند بسيار خوشحال شده و تبريك گفتم و ايشان هم كه متوجه شدند من  رئيس تداركات بودم و خدماتي داشتم بنده را مورد لطف قرار دادند، سپس ايشان از ما چند نفر دعوت كردند كه با خانواده تعطيلات نوروز 82 را مهمان سنگ آهن باشيم و به آقاي روشن دستور دادند كه مقدمات كار را فراهم و پيگيري هاي لازم را به عمل آورند . پس از آن تاريخ ما منتظر فرارسيدن نوروز بوديم ، آن نوروز آمد و پس از آن نوروزهاي ديگري نيز رسيد ولي از دعوت خبري نشد و به دست فراموشي سپرده شد ، اما در 25 مهرماه سال 87 بنا به درخواست جوانان برومند آهن شهر از جناب آقاي مهندس احمديه مبني بر انجام همايشي با حضور پيشكسوتان و همكاران و دوستان قديمي درآهن شهر بمنظور تجديد ديداروتجديد خاطرات گذشته اين امر با همت بالاي جناب آقاي مهندس احمديه محقق گشته و حضور همكاران به همراه خانواده هايشان كه حدودا 200 نفر مي شدند به مدت دو روز به نحو احسن و با برخوردي شايسته مورد لطف قرار گرفته و از ما به نحو احسن پذيرايي شد. جاي ساير همكاراني كه نتوانستند شركت كنند خالي بود كه ببينند همكاران و دوستان حاضر در آن مراسم چطور با هم برخورد ميكنند و همديگر را درآغوش مي كشند و اشك شوق مي ريزندو همگي براي سلامتي و موفقيت جناب آقاي مهندس احمديه دعا ميكردند و از ايشان تشكر و قدرداني مي نمودند. در خاتمه عرايضم از فرزندان شايسته آهن شهر استدعا دارم كه هرچه بيشتر همبستگي خود را بيشتر كرده ودرراه اعتلاي ميهن عزيزمان ايران كوشا باشند.

0 امتياز پنجشنبه، 8 بهمن ماه ، 1388 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 6 بار بازديد شده

مصاحبه 3

دوستان عزيز مصاحبه اين هفته را آقاي عباس اوليايي عزيز با پدر بزرگوارشان انجام داده اند و برايمان ارسال نموده اند قبل از ثبت آن برخود لازم دانستیم شما را با قسمت كوچكي از توانمنديها و شخصيت و سجاياي اخلاقي ايشان كه  يكي از پيشكسوتان آهن شهر و چهره هاي ماندگار آهن شهر ميباشند بيشتر آشنا كنیم . سرودن شعر بالاخص به زبان مادري (آذري) - موفقيت هاي تحصيلي و اجتماعي تك تك فرزندان ايشان – مردم داري و روابط عمومي بالا كه در وجود فرزندانشان نيز اين روحيه بسيار بزرگ هميشه نمايان بوده – تعصب و احساس مسئوليت نسبت به دوستان و اقوام و همشهريها – حضور فعال در صحنه كار و ورزش و.........( با آرزوي سلامتي و تندرستي ايشان )

لطفا خودتان را بيشتر براي خوانندگانمان معرفي نماييد؟ با سلام خدمت تماميه پدران و مادران و فرزندان عزيز آهن شهر بنده حسن زاده محمد اوليايي فرزند حسين متولد 1321 در روستاي هَرزند جديد از توابع شهرستان مرند

در چه سالي و با چه هدفي براي استخدام به بافق آمديد؟ در فروردين سال 1351 خيلي اتفاقي .بنده جهت شركت در مراسم ازدواج برادر كوچكترم كه در سنگ آهن بودند به بافق آمدم وبه من هم اطلاع دادند كه سنگ آهن نيروي كار جذب ميكند و سرنوشت ما براين بود.كه يادش بخير بهمراه آقايان مرحوم سقايي و عمران عمراني به آقاي ناصري معرفي شدم و در تاريخ 1351/2/2 بعنوان نيروي موقت جذب شدم .آقاي عمراني سرپرست واحد آبرساني بودند چند ماه توسط ايشان آموزش ديدم و در مدت كوتاهي بعنوان نيروي فني لوله كش ساختماني بصورت رسمي به استخدام سنگ آهن در آمدم .

چند تن ار همكارانتان را كه به ياد داريد نام ببريد؟ در اوايل تكميل و ساخت خانه هاي آهن شهرگروه ما حدودا 42 نفر نيرو داشت .مرحوم عمراني سرپرست و جلال دره شيري استادكار و همكاران ديگر آقايان ژيان پور-حسين شفيعي مباركه –مرحوم رحمتي –آقاي سيد سالاري و با پوزش از ديگر عزيزاني كه الان در خاطرم نيست .

در چه سالي به آهن شهر جهت سكونت آمديد؟ در تاريخ 1359/6/29همزمان با شروع جنگ تحميلي و شروع خاموشيهاي شبانه در آهن شهر.و قبل از آن در مباركه سكونت داشتيم .

از خاطرات خوش و شيرين دوران كار و سكونتتان در آهن شهر بگوييد؟ وقتي به خاطراتم و گذشته ام فكر ميكنم اين موارد بيشتر از همه چيز برايم شيرين و دلنشين است و خستگي اين سالها را از تن  من ميگيرد :1- همگام با كار توانستم تا ششم ابتدايي درس بخوانم و از خواندن و نوشتن لذت ميبردم .2- مورد اطمينان دوستان و همكاران بودم بطوريكه اگر هم در منزل نبودند براي انجام كار تعميرات كليد خانه را بمن ميسپردن .3-موفقيت هاي علمي و ورزشي فرزندانم و ....

آيا خاطرات  تلخي هم داريد؟بلي وقتي شاهد از دست دادن دوستان و همكاران عزيزمان در سانحه رانندگي ميشديم (مرحوم منوچهر نقيب زاده و فرزند دخترش –مرحوم عليقلي -...)ويا فوت در غربت و دور از زادگاه  مرحومان سقايي- اسرافيل خليلي و..و در آخر فوت فرزند دلبند 3 ساله ام بر اثر خفه شدن در آب در سال 1357 كه در آنوقت ما ساكن روستاي مباركه بوديم .از دست دادن پسرم  سبب رويارويي يا نوعي تنش بين من و  آب شد كه فرزندانم را تشويق و ترغيب به ورزش شنا كردم و نتيجه آن كسب مقامهاي محلي –استاني و كشوري و همچنين بدست آوردن مهارتهاي نجات غريقي درجه يك و مربيگري گرديد.و الان هم وقتي ميبينم فرزندانم به رده هاي مختلف سني شنا را بصورت حرفه اي آموزش ميدهند و يا در زمان جنگ هم به نيروهاي بسيجي آموزش ميدادند و در تعليم شنا به مردم كمك مينمايند آن غم و مصيبت را به فراموشي ميسپارم . نا گفته نماند خودم هم شنا را ياد گرفته ام .

در صورت امكان از وضعيت تحصيلي و اشتغال فرزندانتان براي خوانندگان وبلاگ بيشتر بگوييد؟ الحمدلله خدا را هزاران بار شاكرم.بزرگترين سرمايه زندگيم تحصيلات و موفقيتهاي  فرزندانم ميباشد .من صاحب فرزنداني با تخصص و مدارك مهندسي عمران –كارشناس حسابداري –ليسانس مترجمي زبان انگليسي –كارشناس ارشد تربيت بدني –ليسانس حسابداري ميباشم .

آقاي اوليايي با خانواده هايي كه رفت و آمد خانوادگي داشتيد نام ميبريد؟ هم ولايتيهايمان آقايان عمراني -انصاري -سقايي –مقصودي- نوري –فتوحي.و دوستان ميراب زاده  –نقيب زاده –اباذري –سالكي –حليمي – رمضاني –عطار و...

نظرتان راجع انجمن و اجتماع فرزندان ديروز آهن شهر چيست ؟ هدفي بسيار بزرگ است توصيه ميكنم در انسجام و حفظ آن نهايت سعيتان رابكنيد ومهمتر اينكه زحمات پدرانتان را فراموش نكنيد و يادشان را زنده نگهداريد .

نظرتان راجع به همايش آهن شهر در 25 مهر چه بود ؟ خيلي عالي بود تجمع بسيار بزرگ و با عظمتي بود كه به همت آقاي مهندس اسرافيل احمديه و ديگر زحمت كشان سنگ آهن و دست اندركاران انجمن فرزندان آهن شهر بعد از چندين و چند سال دوستان قديمي يكديگر را در آغوش كشيده و شاهد احساسات و هيجانات بي وصفي بوديم.در ضمن دعوت از معلمين و قدر داني از زحمات آنان توسط دانش آموزان و مديريت محترم سنگ آهن حركتي فراموش نشدني بود.

آقاي اوليايي آخرين سئوال هر چند شما تحصيلات بالايي نداريد ولي ذوق وحس سرودن شعر بالايي داريد در صورت امكان شعري براي خوانندگان ما از اشعار خودتان ميسراييد؟ با كمال ميل و با سرودن اين شعر عزيزانم را بخدا ميسپارم ...

آذربايجان بير زامان جاوا نيديم – هر يان گلدي آتدين مني – فرهاد كيمين داق گازارديم – ايندي داها گوجالميشام –غربت يرده گل تاپ مني –غلام ايله آپار تبريز ده امير بازاردا سات مني – ياپيش اليمدن آپار – مرندين هرزند كندينده –اوردا مني اولدور – هَرزند توپراقينا گات مني

0 امتياز چهارشنبه، 30 دي ماه ، 1388 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 11 بار بازديد شده

تصویر


عکس فوق از سری عکسهایی است که خانم نصیری برامون ارسال کردند ضمن تشکر فراوان از ایشون اگه اسامی این ورزشکارا رو می شناسید ممنون میشیم به ما بگید و چنانچه عکسی برای ارایه در وبسایت داشته باشید ممنون میشیم برامون ارسال کنید .

0 امتياز شنبه، 26 دي ماه ، 1388 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 8 بار بازديد شده

مصاحبه 2

جناب آقاي عباسي لطفا خودتان را براي ما و خوانندگان وبسايت بيشتر معرفي كنيد ؟ با سلام من حيدر عباسي متولد 20 دي 1320 در خانه سر از توابع مرند هستم .

لطفا از استخدامتان در سنگ آهن براي خوانندگان ما بگوييد ؟ من مدتي پس از فوت پدرم در سانحه انفجار گاز معدن ذغال سنگ الیکا ، تقریبا در سال 1336 به استخدام اکتشافات ذوب آهن آن زمان در آمدم ولی در حکم بنده شروع به کارم مربوط به سال 1338 می باشد. در سال 1340 با تعدادی از کارکنان که اکثریت آذری زبان بودنداز معادن زغال سنگ شمال ما را به بافق منتقل کردند. بیاد دارم از بافق به یزد دو روز در جاده خاکی بودیم . مردم شهر بافق از اینکه می ديدند ما به زبان دیگری صحبت می کنيم تعجب کرده بودند واقعا آن زمان بافق هیچ گونه امکانات رفاهی نداشت و بعدا از آنجا به چادر ملو منتقل شدیم و پس از مدت كوتاهي دوباره به بافق برگشتیم و برخي از کسانی که آن زمان از معادن شمال با ما به بافق آمده بودند : آقایان عمران عمرانی،نجف زمانی،عبدالله اشرفی،رحیم صغیری،علی احمدیه،احمد احمدیه،علی محمد انصاری،محمد علی خلیلیان ، میر خلیل نقیب زاده ، بردارم یعنی صفر عباسی و آقای فتح الله تبرک  و دیگرانی که الان نامشان یادم نیست .       

محل کارتان در سنگ آهن كجا بود ؟ بنده ابتدا بعنوان کمک راننده و راننده و نهايتا به عنوان سرپرست حمل نقل و بهره برداری در آن شرکت انجام وظیفه نموده ام.

از فرزندانتان براي ما بگوييد؟ بنده چهار پسر و یک دختر دارم. پسر بزرگم نادر در کرج دبیر است و یک پسر دارد ، پسر دومم ناصر در تهران و در نیروی دریایی با درجه سرهنگی مشغول به خدمت است و یک پسر و یک دختر دارد، پسر سومم شاهپور هم در صنایع مس سرچشمه بعنوان مهندس مشغول به کار است و دارای یک پسر و یک دختر است، فرزند چهارمم پروانه هم با همسرش در مغازه پوشاک فروشی خود مشغول به کار هستند و یک پسر دارند و فرزند آخرم فرامرز ، کاردان معماری است .

در چه تاریخي به افتخار بازنشستگی نايل شديد و اكنون در كجا ساكن هستيد؟ بنده در تاریخ 1/1/1366 یعنی در روز عید در معدن چادر ملو بازنشست شدم و اكنون در يزد ساكن هستم .

مي توانيد نام چندتن از مدیرعاملهایی که بخاطر دارید را نام ببريد ؟ مهندس به آیین که یکی از بهترین و نمونه ترین مدیرانی بود که بنده در طول خدمت خود دیدم همیشه به فکر کارگران و کارمندان بود و هیچ کوتاهی در انجام وظیفه خود نکرد.دیگر مدیرانی که من بخاطر دارم : مهندس رستگار ، مهندس امامی ، مهندس اقتصاد ، مهندس میرزاد، مهندس راستار ، مهندس عاقلی  

چندتن از دوستان خانوادگیتان در دوره اشتغالتان در سنگ آهن را نام ببريد؟ من همیشه با همه دوستان روابط خوبی داشتم ولی بهترین دوستم و نزدیکترین دوستم که همیشه به یادش هستم منوچهر نقیب زاده پدر بابک عزیز است که خاطراتی زیادی با او دارم چون باهم همسن بودیم از شمال باهم  بودیم و در زندگی نه دوستی مانند او دیدم و نه خواهم دید او همیشه همراز و کمک من بود و هر جا کمک می خواستم هیچ وقت کوتاهی نمی کرد خداوند او را قرین رحمت خود کند. دیگر عزیزانی که با آنها در ارتباط بودیم  :  احمدیه ،  عمرانی ، انصاری، خلیلیان ، نقیب زاده ها، رجبیان،  اشرفی، دوستی، عیوض پور و دیگر عزیزانی که اگر نامشان برده نشد از آنها معذرت میخواهم.

نام همسایه هایتان در چغارت را بخاطر داريد؟ در معدن چغارت من و برادرم باهم در یک منزل اسكان داشتیم و همسایه هایمان میرخلیل نقیب زاده، عمران عمرانی، فتح الله تبرک، علی احمدیه بودند كه ما در قسمت ساختمان های 5 ردیفه مینشستیم و آن وقت نويسندگان اين وبلاگ بچه بودند و در خاکها بازی می کردند.

آیا رویداد خاصی از دوره اشتغالتان بخاطر دارید ؟ ( افتتاحیه ها ، حضور مقامات بلندپایه ، رویداد ورزشی ، جشن ها ،  مراسم مذهبی ،  سوگواری ها  و.....) ؟ وقتی روسها امتياز ذوب آهن را به ایران واگذار كردند در معدن چغارت جشن و سرور برگزار شد. تاریخ دقیق یادم نیست ولی نخست وزیر آن زمان هویدا به آهن شهر و معدن چغارت آمد و از آنجا بازدید کرد و بعدا در سال 52 یا 53 هم محمدرضاشاه پهلوی به بافق آمد و برای کارگران سخنرانی کرد و قولهایی داد و همراه شاه خوانندگان آنزمان چون خانم پوران به آهن شهر آمده و برای ما به اجرای برنامه پرداختند.

در حال حاضر با کدامیک از دوستان و همکاران سابق ارتباط دارید ؟ آقای اکبر حاجی حسینی، سلیمان رجبیان ، باخانواده مرحوم نجفعلی زمانی ، و با آقای حسن استاد باشی قبل از اینکه بر اثر حادثه تصادف فوت کنند و اگر به تهران سر بزنم به آقای ستاره هم سری می زنم.

آیا از گردهمایی های کوچک و بزرگ  فرزندان آهن شهر اطلاع دارید ؟ آیا در هیچیک شرکت داشته اید ؟بله ، از طریق فرامرز در جریان قرار میگیرم. در همایش 25 مهر ماه در آهن شهر حضور داشتم.

نظرتان در رابطه با این گونه فعالیتها چیست ؟ این فعاليتها براي ما بازنشسته ها خوش آیند است چون همکاران قدیمی را می بینیم و از حال و هوای همدیگر باخبر میشویم و هم روحیه مان عوض میشود.واقعا دست شما درد نکند آقای عمرانی خداوند به شما طول عمر بدهد.

آیااز خبر تشکیل صندوق قرض الحسنه خانوادگی آهن شهر واهداف آن اطلاع دارید؟ بله ولی متاسفانه هرچه به فرامرز می گویم که در صندوق عضو شود همش پشت گوش می اندازد و امروز و فردا می کند.ولی از اهداف آن دقیقا اطلاع ندارم.

آیا میدانستیدنشریه کوچکي تحت عنوان آهن شهر برغم نداشتن سرمایه و محدودیتها، توسط چندتن از فرزندان آهن شهر تهیه میشود و تاکنون 7 شماره آن به اعضا ارسال شده است ؟ آیا نسخه ای از آن را دریافت کرده اید؟ بله فرامرز به من اطلاع میدهد

آیا می دانستید یکسال دیگر تاریخ سنگ آهن مرکزی بافق پنجاه ساله می شود ؟خیر یعنی اصلا یادم نبود .

آیا فکر می کنید شرکت سنگ آهن برنامه خاصی برای این رویداد بزرگ خواهد داشت ؟ امیدوارم - به نظر بنده حتما سنگ آهن باید برنامه داشته باشد و از اولین کسانی در سال 1339 بدون هیچ گونه امکانات رفاهی در آن معدن کار کردند در آن مراسم دعوت به عمل آید.

اگر مدیرعامل سنگ آهن بودید چه می کردید ؟ پیشنهاد شما برای گروه نویسندگان وبسایت آهن شهر در قبال این موضوع چیست ؟ اگر به جای مدیر عامل بودم تا جایی که امکان داشت فرزندان بیکار بازنشسته ها را در شرکت استخدام می کردم و گاهی هم از بازنشستگان قدیمی دعوت می کردم تا مثلا برای چند روز برای استراحت به آهن شهر بیايند. از شما نویسندگان وبسایت آهن شهر تقدیر و تشکر می کنم و امیدوارم این کاری را که شروع کرده اید رها نکنید چون این کار کار مقدس و با ارزشی است و من هم همیشه شما را بر سر نماز دعا میکنم و جز این کار کار دیگری از دستم بر نمی آید.

خاطره تلخ یا شیریني داريد كه براي ما تعريف نماييد؟ تلخ ترین خاطره در زمان اشتغالم خبر تصادف و فوت عزیزترین دوستم منوچهر نقیب زاده و همچنین خبر شهادت یزدان احمدیه بود چون ما با خانواده یزدان بیشتر وقتها در یک خانه اجاره ای بودیم به همین خاطر یزدان هم مانند پسرانم بود. خاطره شیرین هم ازدواجم و بدنیا آمدن فرزندانم در بافق بود و هم امضای قرارداد واگذاري امتياز ذوب آهن به ايران بود که باعث خوشحالی همه کارمندان سنگ آهن شد.

خاطره ای از مهندس به آیین : یادم می آید در زمان بدنیا آمدن شاهپور حال همسرم خیلی بد بود  به نزد پزشک آنوقت رفتم (فکر کنم دکتر حلیمی بود) بر اثر حال بد همسرم و نیامدن دکتر بر بالای سر همسرم با دکتر با تندی صحبت کردم بعداز چند روز مرا به کمیسون اداری خواستند که در آنجا آقای مهندس به آیین به عنوان ریاست و مهندس راستار و امامی و چند نفر هم از سازمان امنیت آن زمان بودند تا به اصطلاح مرا محاکمه کنند بعد از گفتن حرفهایم در پایان یک کلمه به آقای مهندس به آیین گفتم که آقای مهندس شما درحال حاضر به عنوان قاضی در پشت آن میز نشسته اید و باید با وجدان خود تصمیم بگیرید همین که حرفم تمام شد مهندس به آیین مثل برق از جایش بلند شد و گفت من هیچ حرفی در مقابل این کارگر ندارم و نگذاشت که هیچ اتفاقی برای کار من بیافتد. واقعا انسان فهمیده و وارسته ای بود. روحش شاد و یادش گرامی

در خاتمه اگر پیامی برای آهن شهریان یا دوستان سابقتان دارید بفرمایید. برای کلیه دوستان و همکاران قدیمی و خانواده آنها آرزوی سلامت و موفقیت دارم و امیدوارم که کلیه فرزندان آهن شهر در کار و تحصیل و زندگی خود موفق و سربلند باشند چون موفقیت آنها موفقیت ما محسوب می شود.

0 امتياز سه شنبه، 15 دي ماه ، 1388 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 6 بار بازديد شده

 
تعداد اخبار: 59 (12 صفحه | قابل نمايش: 5)
ورود به سایت
نام کاربری

رمز عبور

چنانچه تاکنون عضو این سایت نشده اید می توانید با تکمیل فرم مخصوص عضویت به جمع کاربران این سایت بپیوندید و از امكانات مخصوص كاربران استفاده نمائيد .

نظرسنجي
نظر شما درباره سایت

خیلی عالیه
میتونه بهتر باشه
جای کار داره
بهترین سایته
نظری ندارم!



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 88
نظرات : 1

لینک دوستان

آهن شهر

تمام لينك ها


لينكستان

phpnuke



صفحه اصلي |  جستجو |  دريافت فايل |  آرشيو اخبار |  تماس با ما



Powered By PHP-Nuke & Farsi Project By [MashhadTeam] PHPNuke.ir

www.mashhadteam.ir