<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" 
  xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
  xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
  xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/"
  xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" >

<channel>
<title>آهن شهر</title>
<link>http://www.ahanshahr.com</link>
<description>بياد آن سالهاي خوب</description>
<language>ar</language><dc:language>en-us</dc:language>
<dc:creator>admin@ahanshahr.com</dc:creator>
<dc:date>19-12-1388</dc:date>

<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
<sy:updateBase>19-12-1388</sy:updateBase>

<item>
<title>مصاحبه 5</title>
<link>http://www.ahanshahr.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=64</link>
<description><![CDATA[<font size="3"><span style="font-family: Tahoma;"><span style="color: #FF0000;">مصاحبه مان را اختصاص
داديم به يكي از چهره هاي ورزشي آهن شهر يا به قولي مرد شماره يك ورزش آهن 
شهر
جناب آقاي رضا جعفري</span> <br>

بعد از سلام و
احوالپرسي و كمي چاق سلامتي :<br>&#160;<span style="color: #0000FF;">لطفا خودتان را بيشتر
براي خوانندگان مان معرفي نماييد ؟</span><br>&#160;بنده رضا جعفري متولد 23/10/1336 باز نشسته سنگ آهن از اداره ساختمان داراي
 2 فرزند به نام پدرام و پگاه
و اكنون در شهر مقدس مشهد زندگي مي كنم .

<br>&#160;
<span style="color: #0000FF;">
از دوران كودكي و
مدارس ابتدايي و راهنمايي و هنرستان و دوستانتان برايمان بگوييد ؟

</span><br>كودكي و اوايل دوران
ابتدايي را در شمال كشور و شهر نور بودم بعد به اتفاق پدر مرحومم به بافق و
 به
چغارت آمديم و چند سالي در آنجا زندگي ميكرديم و &#160;آن موقع خانم آرين در 
دوران ابتدايي مدير و
معلممان بود و همكلاسيهاي ما در آن دوران آقاي محمد نقيب زاده و خانم 
انصاري و
.... بودند . فكر كنم دوران راهنمايي را در بافق و مدرسه وحشي بافقي و 
هنرستان را
در يزد خواندم و دوستانم در دورران راهنمايي و هنرستان و در ورزش آقايان 
مرحوم
محبوب تقوي (روحش شاد ) – آقاي فاتح – داوود سلطانپور و ... بودند و با عرض
 پوزش
از دوستاني كه اسامي شان را به ياد ندارم .<br>&#160;<span style="color: #0000FF;">آقا رضا از ورزش چه
خبر ؟ باز هم مثل آن دوران به ورزش مي پردازيد ؟
</span><br>
بله – الان بيشتر
كوهنوردي ميروم و بيشتر كوه هاي ايران را با گروه كوهنوردي كه در مشهد است 
رفته ام
و به خيلي از قله هاي ايران صعود كرديم مثل سبلان ، تفتان ، بينالود ، 
دماوند ،
كوهاي اطراف خراسان و كوه هاي سخت و صعب الصعود ديگر استان هاي يزد و 
خراسان .

<br><span style="color: #0000FF;">شما در اكثر زمينه
هاي ورزشي فعال بوديد و مقام كسب كرده بوديد&#160;
در صورت امكان براي خوانندگان از مقام هايتان بگوييد ؟
</span><br>
من در رشته هاي
فوتبال ، واليبال ، تنيس روي ميز ، شنا ، واترپلو ، تنيس و بيليارد فعاليت 
داشتم و
مقام هاي زيادي را در مسابقات آموزشگاه ها ، استاني ، شهرستان بافق ، جام 
ارتشبد
خاتمي ، معادن ،فولاد و قهرماني كشور كسب كرده ام . داراي انواع كارت هاي 
مربيگري
و داوري نيز هستم .<br><span style="color: #0000FF;">&#160;ميشه يه شوخي كنيم ؟</span>
بله بفرماييد .
<br>
ي<span style="color: #0000FF;">اد مادر مرحومتان
سيد خانوم عزيز گرامي باد خاطرتان هست چگونه از شما تعريف مي كرد ؟</span>
<br>
بله خدا بيامرز هر جا
مي نشست مي گفت و توي دهن همه حتي &#160;بافقي
ها هم &#160;افتاده بود رضاي ما فوتبالش يكه
واليبالش تكه ...

<br><span style="color: #0000FF;">از ورزش بيشتر بگوييد
؟</span>

<br>من به همراه دوستان
در فوتبال در سطح استان و معادن مقام ها ي اول ، دوم و سوم زيادي كسب كرديم
 به
منتخب يزد رفتم در آموزشگاهها بازي كردم در واليبال جام مرحوم منوچهر &#160;نقيب
 زاده &#160;شركت و تيممان مقام نخست كسب كرد. و به مسابقات
استاني مي رفتم&#160; در پينگ پونك قهرماني كشور
رفتم&#160; و بيليارد آن وقت ها پيراميت و
اسنوكر بازي مي كردم . در شنا و واترپلو با دوستان در تيم آهن شهر بوديم و 
ياد
مرحوم تقوي و رضا عيوضپور در فوتبال و واترپلو به خير .
<br>
<span style="color: #0000FF;">از خاطرات آهن شهر
برايمان بگوييد ؟ از خاطراتي كه با همسايه ها و دوستان داشتيد ؟
</span><br>
خاطرات ورزشي و
سفرهاي ورزشي زياد دارم . يه خاطره با خانواده مرحوم اوستا عبدا.. اشرفي 
دارم وقتي
پدرم فوت كرده بود و محمود اشرفي كه خيلي مهربون و با احساس بود اومد و 
تسليت گفت
و خيلي ناراحت بود و خواست منو دلداري بده گفت رضا كاري نداري برات انجام 
بدم .
گفتم چرا ؟ بابام از اونور يك نامه فرستاده واسه بابات بپرس به دستش رسيده 
يا نه ؟
بنده خدا محمود اشرفي چند روزي رفت و اومد گفت نرسيده&#160; تا يه روز خدا 
بيامرز اوستا عبدا... منو ديد
گفت: خدا پدرتو بيامرزه اينقدر سر به سر محمود ما نذار .

و يه خاطره ديگري كه
از خانواده شما دارم يادش به خير روابط خوبي بين خانواده هاي ما و شما 
برقرار بود
و والدين مهرباني داشتيد&#160; من با پدر
مرحومتان در اداره ساختماني با هم همكار بوديم و هميشه احترام متقابلي نسبت
بهم&#160; داشتيم و يادمه اون دوره ها ديپلمه كم
بود و براي خودش ديپلم مدركي بود و اوستا عمران هميشه بمن ميگفت من به تو 
افتخار
ميكنم .ودوستيهايي كه بين خواهرانمام باهم برقرار بود &#160;و حميد و شما همدوره
 ورزشي و همكلاس بوديد دائم
رفت و آمد داشتيم و مادر من هم بيشتر در ايوان خانه شما جايي كه خدا بيامرز
مادرتان هميشه بساط چايي و آش و نون و پنير و سبزي وقلاب و ميل &#160;بافتني و 
... داشت وبيشتر خانم هاي محل عصر ها
پاتوق مي كردند(يادش بخير سيد خانوم – خانم عمراني بقول مادرم مش صغري جان –
 گلي
خاله روحش شاد مادر يوسف احمديه –خانم خيري –خانم انصاري روحش شاد –خانم 
خيري –خانم
سلحشور –خانم توسلي – خانم پور حسيني -سريه خاله خانم خليليان – خانم 
شهبازي و ننه
خانوم طهماسب پور و...) . اواخر پاييز بود و من هم در دوران جواني و هوا هم
 خيلي
سرد شده بود و من لباس گرم آنچناني نپوشيده بودم اومدم در خونه شما كه 
مادرم را
ببينم كمي از سرما ميلرزيدم بعد از احوالپرسي با مادر خدابيامرزتان گفت آقا
 رضا
هوا سرد شده چرا لباس گرم نپوشيدي ؟ سرما ميخوري ؟و اين گذشت تا 2 روز بعد 
ديدم يك
كت از كاموا بافته و از سيد خانوم برام فرستاده .و خدا شاهده تا چند وقت 
پيشها هم
داشتمش و هر وقت ميديدم ياد لطف و محبتش ميافتادم .

خاطره ديگر با اجازه
از خانواده مرحوم يداله انصاري و عرض ادب و احترام نسبت به ايشان .يادمه 
بچه هاي
فوتبال دسته جمعي رفته بوديم اصفهان و باغ پرندگان از جلو قفس هاي پرنده ها
 كه رد
ميشديم ازدحام بود و جاي رفت و آمد خيلي تنگ بود مرحوم محبوب تقوي جلو يكي 
از
آشيانه ها كه وايستا بود و فكر كنم يك خروس وحشي بود و دختر خانومي كه 
ميخواست رد
بشه وسط آقا محبوب و اون خروس مونده بود و از ترس نوك زدن وخوردن به آقا
محبوب&#160; نميتونست كه رد بشه يهو گفت خيككي
برو كنار تا بتونم رد شم ما كه خنديديم خدا بيامرز سريع به شوخي برگشت گفت 
با من
نبود با يداله انصاري بود .....به هرحال براي تماميه در گذشتگان خانواده 
آهن شهر
از خداوند متعال طلب آمرزش دارم .<br>&#160;<span style="color: #0000FF;">نظرتان درباره انجمن
و همايش هاي فرزندان آهن شهر چيست ؟
</span><br>
عاليه و دوست دارم در
همايشاتون باشم . شنيدم تابستون و اخيرا به گلند رود زادگاه پدري من رفتيد 
اگر
اطلاع داشتم حتما مي آمدم در ضمن تعريف همايش آهن شهر و مهمان نوازي مديران
 سنگ
آهن مخصوصا جناب آقاي مهندس احمديه را شنيدم و از اينكه از بازنشستگان و 
فرزندان
آنان را مورد لطف قرار داده و ارزش هاي پيشكسوتان را فراموش نكردند بسيار 
خوشحالم
.

<br><span style="color: #0000FF;">نظر و پيغام خاصي
براي دوستان و فرزندان آهن شهر نداريد ؟

</span><br>به كارها و اهدافتان
تداوم ببخشيد و ما را هم از ياد نبريد و اميد وارم مسئولان سنگ آهن هم 
بازنشستگان
و فرزندان آن ها را فراموش نكنند و اگر مي توانيد ياد واره اي ورزشي و يا 
فرهنگي
براي دوستان ورزشكار( يزدان احمديه ، حسين سنجري&#160;
، مرحوم محبوب تقوي ، عيوضي پور ، فاتح و ....) و شهيدان آهنشهر برگزار
كنيد . 

&#160;

</span></font>]]></description>
<guid isPermaLink="false">64@http://www.ahanshahr.com</guid>
<dc:subject>تست</dc:subject>
<dc:date>10-12-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط admin</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>ويژه نوروز</title>
<link>http://www.ahanshahr.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=63</link>
<description><![CDATA[<b style=""><font style="" face="times new roman,times,serif" size="3">سال 88&#160;
با همه بديها و خوبيهاش ، فراز و نشيباش در حال اتمامه خوشحاليم كه اين فضاي
مجازي باعث شد از همديگه با خبر باشيم . ما سعي كرديم در كنار خبر رساني
مطالب متنوعي رو هم با كمك خودتون در وبسايت قرار بديم . در حال تنظيم مطالب نورزوي
براي سايت و گاهنامه هستيم و پيشنهادات و ايده هاي خوبي هم دريافت كرديم كه ضمن تشكر
از خانم آنيا ميابي نژاد برخي ازاين ايده ها را براي پياده سازي اشاره ميكنيم : 

<br style=""><span style="color: #993300;">در ويژه نامه نوروزي آهن شهر:</span><br style="">- بخشي را به پيامهاي تبريك و تسليت براي اتفاقات سال 88 اختصاص بدهيد.<br style="">- بخشي را به پيغامهاي دوستان قديمي به همديگر اختصاص بدهيد. <br style="">- بخشي را به خاطرات خنده
دار و كوتاه بچه ها اختصاص بدهيد. <br style="">- عكس بچگي افراد را در وبسايت يا گاهنامه بگذاريد
و مسابقه اي براي شناسايي آن ترتيب دهيد و نهايتا عكس دوران بزرگسالي او را در كنارش
قرار دهيد . <br style="">- با جوانهاي نسل امروز و بخصوص هنرمنداني كه اخيرا شناسايي شدن هم مصاحبه
ترتيب بدهيد.&#160; - مسابقه و جدول با موضوعات مرتبط به مسايل آهن شهر برگزار كنيد. <br style="">- درمورد
نوشته هاي افراد مختلف نظرسنجي بگذاريد .<br style=""><span style="color: #990033;">نظر شما در مورد پست نوروزي و ويژه نامه نوروزي آهن شهر چيست ؟</span></font></b>]]></description>
<guid isPermaLink="false">63@http://www.ahanshahr.com</guid>
<dc:subject>تست</dc:subject>
<dc:date>2-12-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط admin</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>تسليت</title>
<link>http://www.ahanshahr.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=62</link>
<description><![CDATA[<p style="text-align: center;"><b style=""><font style="" face="times new roman,times,serif" size="3">انالله و انا اليه راجعون</font></b></p><p style="text-align: justify;"><b style=""><font style="" face="times new roman,times,serif" size="3">با
كمال تاسف و تاثر درگذشت آقاي سليمان رجبيان را به خانواده محترم ايشان و
ساير وابستگان آن مرحوم و تمامي آهن شهريان تسليت عرض مي نماييم. براي
ايشان رحمت و مغفرت الهي و براي بازماندگان صبر و شكيبايي مسالت مي نماييم
. خبرهاي تكميلي به محض دريافت اطلاع رساني خواهد شد . </font></b></p>]]></description>
<guid isPermaLink="false">62@http://www.ahanshahr.com</guid>
<dc:subject>تست</dc:subject>
<dc:date>21-11-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط admin</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>در ادامه بحث فراخوان ایده ها : دفتر خدمات پلی</title>
<link>http://www.ahanshahr.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=61</link>
<description><![CDATA[<font style="font-family: Tahoma;" size="3">دوستان خوبم با همكاري شما&#160; بيش از يكسال از ثبت
وبلاگ و سايتمان گذشت&#160;و با برگزاري چندين همايش دستاوردهاي مختلف آن را
تجربه
كرديم.<br>&#160;با هم دورتادور فرش كهنه آهن شهر
رو گرفتيم و تكونديم وبا اكثريت خونواده هاش دور هم نشستيم و ياد ايام و
خاطرات و
احساسات و ...ورق زديم جاي خاليه عزيزانمونو ديديمو و بغض هامون &#160;تركيدو
اشكهامون &#160;جاري شد و به ياد روزهاي خوب و خوشمون ولذت &#160;خاطرات شيرينمون
لبخندي زديم .آري ما با هم اشكها و لبخندها رو نقش زديم ....</font>
<br style="font-family: Tahoma;"><font style="font-family: Tahoma;" size="3">با افتخار ديديم ما صاحب بزرگترين و غني ترين خانواده
فرهنگي و اجتماعي و... هستيم و فرزندان ديروز آهن شهر از موفق ترين مديران
و
كارشناسان و مهندسين و دكتران و معلمين و... در جاي جاي اين كشور
هستند.پيشنهادي
داشتم آيا مايليد علاوه بر داشتن گروههاي فرهنگي و اجتماعي در زمينه هاي
مختلف
سرمايه گذاري مانند توليدي وخدماتي و توزيعي و تجاري و صنعتي و هنري و
مشاوره ...
با تشكيل دادن&#160; يك يا چندين گروه با استفاده از توانمنديهايمان به هدفهاي
بالاتري دست پيدا كنيم؟</font>
<br style="font-family: Tahoma;"><font style="font-family: Tahoma;" size="3">براي تكميل مطلبمان &#160;بد نيست اشاره اي هم به چند
نكته اساسي داشته باشيم ميدانيم كه</font><span style="font-family: Tahoma;"> &#160;:
</span><br style="font-family: Tahoma;"><font style="font-family: Tahoma;" size="3">1- افق هاي استخدام كشور تاريكه و خودمان بايد در صدد
ايجاد اشتغال براي آينده فرزندانمان باشيم.<br>&#160;2- هر كدام از ما جهت سرمايه گذاري و ايجاد اشتغال
سرمايه&#160; و تجربه كافي&#160; نداريم وبا ايجاد گروه و تجميع سرمايه امكان
رسيدن به هدف ميسرتر ميباشد.<br>&#160;3- در كار گروهي دلسوزي به سيستم به يك اندازه و همه
در جهت پيشرفت و توسعه از هم سبقت ميگيرندو توانمنديها را با اخلاص در
خدمت جمع
قرار ميدهند و موجب افزايش بهره وري ميگردند..(درست برعكس قضيه کار گر با
کار
فرما)<br>&#160;4-با استفاده از تجربه و توانمنديهايشان&#160; و
ارتباطات و ديگر ابزارهاي پيشبردي در اهداف ميتوانند بسيار تاثير گذار
باشند.<br>&#160;5-هر كدام از اعضا با ارائه ايده و طرحي اشتغال زا و
سود آور كه به تائيد گروه كارشناسي برسد گروه را در رسيدن به اهداف ياري
مينمايد.<br>&#160;6- در كار گروهي تصميم گيريها و انتخاب مسئولين هر
بخش از كار&#160; با راي اكثريت اعضا ميباشد. <br>&#160;اصطلاحا يك كار گروهي از سه ميز
كاري تشكيل ميشود:1-
ميز ايده ها و طرحها&#160; 2- ميز كارشناسي و تصميم گيري 3- ميز عمليات و اجرا
</font><span style="font-family: Tahoma;">&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160; </span><br style="font-family: Tahoma;"><span style="font-family: Tahoma;">&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160; &#160; &#160; &#160; &#160; &#160; &#160; &#160; &#160; &#160; &#160; &#160; &#160; &#160; &#160;&#160; &#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160; </span><font style="font-family: Tahoma;" size="3">(دفتر
خدمات پليس +10 )
</font><br style="font-family: Tahoma;"><font style="font-family: Tahoma;" size="3">درادامه بحث فوق كه قبلا در پست مطالب خوانده ايد و درراستاي تحقق
اهدافمان با ياري خداوند متعال &#160;اولين ايده
را جهت كارشناسي و ارزيابي به اطلاع دوستان و علاقمندان صندوق سرمايه
گذاري و
انجمن آهن شهر رسانده و از كليه دوستان كه در زمينه هاي مختلف ذكر شده ذيل
ميتوانند ما را ياري نمايند دعوت به همكاري وبا ارسال نظرات خود اين صندوق
را ياري
نمايند:
1-مطالعه و بررسي و اعلام دستاورد هاي كارشناسي شده در اين زمينه 2- اخذ
دو &#160;مجوزفعاليت &#160;قانوني از مراجع مربوطه براي شهرهاي تهران و كرج
&#160;&#160;3-معرفي ملك و محلي مناسب جهت رهن و
اجاره (ترجيحا طبقه اول و با متراژ 80 الي 120 متر اداري ) درمناطق خاص
&#160;تهران و كرج4- سرمايه گذاري&#160; 5- ارايه پيشنهادات و راهكارهاي سازنده و در
صورت داشتن تجربه نظرات كارشناسي خود را به ما ارسال فرماييد.<br>&#160;نتايج مفيد حاصله از اين طرح: 1- ايجاد اشتغال براي فرزندان آهن
شهر(اولويت اشتغال با اعضا اصلي صندوق و بستگان درجه يك &#160;ميباشد) . 2-
سرمايه گذاري و ايجاد درآمد و
هدفمندي صندوق و انجمن آهن شهر و........</font>]]></description>
<guid isPermaLink="false">61@http://www.ahanshahr.com</guid>
<dc:subject>تست</dc:subject>
<dc:date>17-11-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط admin</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>مصاحبه 4</title>
<link>http://www.ahanshahr.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=60</link>
<description><![CDATA[<b style=""><font style="" face="times new roman,times,serif" size="3"><span style="" lang="AR-SA"><span style="color: #660000;">جناب آقاي معيني لطفا خودتان را براي ما و خوانندگانمان
بيشتر معرفي كنيد؟</span> ضمن سلام حضور تمامي دوستان و همكاران گرامي اينجانب علي معيني متولد
سال 1318<span style="">&#160; </span>اهل كرمانشاه ، كه در حال حاضر ساكن
تهران هستم</span><span style="" dir="ltr"> .</span></font></b><div style="">

</div><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"><b style=""><font style="" face="times new roman,times,serif" size="3"><span style="" lang="AR-SA"><span style="color: #660000;">جناب آقاي معيني لطفا از استخدامتان براي خوانندگان
ما بگوييد؟</span> اينجانب در سال 1342 به خدمت بانك صادرات ايران درآمدم و مدت شش سال رياست
چندين شعبه اين بانك را عهده دار بودم . از اوايل سال 1348 بنا به توصيه دوست بسيار
عزيز و ازدست رفته ام شادروان مجتبي انصاري كه در آن زمان در حسابداري شركت سنگ آهن
انجام وظيفه ميكردند به بافق آمدم و پس از موافقت جناب آقاي مهندس به آئين با پست معاونت
كارپردازي مشغول به كار شدم و از اوايل سال 1358 به سمت رئيس تداركات منصوب و تا پايان
دوره خدمتم در سال 1365 در همين پست انجام وظيفه نمودم . در اين سال اينجانب با درخواست
شخصي به درجه بازنشستگي نائل گرديدم</span><span style="" dir="ltr">.</span></font></b></p><div style="text-align: right;">

</div><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"><b style=""><font style="" face="times new roman,times,serif" size="3"><span style="" lang="AR-SA"><span style="color: #660000;">لطفا چندتن از دوستان و همكاران دوران اشتغالتان
در سنگ آهن را نام ببريد؟</span> بنده با اغلب همكاران اعم از پيشكسوتان آن زمان و يا هم سن
و سال خود روابط خوبي داشتم وبعلت فعاليت ورزشي خصوصا در رشته واليبال دوستان جوان
زيادي داشته و هم اكنون نيز با تعدادي از آنان روابط خانوادگي دارم</span><span style="" dir="ltr">. </span></font></b></p><div style="text-align: right;">

</div><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"><b style=""><font style="" face="times new roman,times,serif" size="3"><span style="" lang="AR-SA"><span style="color: #660000;">آیا رویداد خاصی از دوره اشتغالتان بخاطر دارید
؟</span> از رويدادهاي مهم زمان خدمتم يكي تكميل و راه اندازي پروژه سنگ آهن چغارت به دست
تواناي جوانان و پيشكسوتان اين مرز و بوم كه از اقصي نقاط ايران در آنجا گرد آمده بودند
و با كمترين امكانات و سخت ترين شرايط زندگي بود ، كه با حضور شاه وقت كشور كه به بافق
آمده بود و در سخنراني خود پس از تعريف و تمجيد از كارگران و كارمندان گفت :"
كه من تا 2 سال آينده يك قطره نفت به اين قد بلندهاي چشم آبي نخواهم داد ." ،
افتتاح گرديد و دومين رويداد مهم به ثمر رسيدن انقلاب اسلامي بود</span><span style="" dir="ltr"> . </span></font></b></p><div style="">

</div><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"><b style=""><font style="" face="times new roman,times,serif" size="3"><span style="" lang="AR-SA"><span style="color: #660000;">نظرتان در رابطه با گردهمایی های کوچک و بزرگ&#160; فرزندان آهن شهر چيست ؟</span> گردهمايي ها و تشكل ها اگر
برنامه ريزي شده و هدفمند باشد بسيار مفيد و سازنده خواهد بود</span><span style="" dir="ltr">. </span></font></b></p><div style="text-align: right;">

</div><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"><b style=""><font style="" face="times new roman,times,serif" size="3"><span style="" lang="AR-SA"><span style="color: #660000;">آیا در مورد صندوق قرض الحسنه خانوادگی آهن شهر
نظري داريد؟</span> موارد زير در تشكيل صندوق ذخيره سرمايه گذاري مهم وتاثيرگذار مي باشد ،
يكي وجود افراد كارشناس در امور مالي و بازرگاني كه داراي خصلت ايثار و فداكاري باشند
، چون اين كار بسيار پرمشغله و پر مسئوليت مي باشد<span style="">&#160; </span>و ديگري استقبال همه جانبه اعضاء تشكيل دهنده و
همكاران عزيز</span><span style="" dir="ltr"> .</span></font></b></p><div style="text-align: right;">

</div><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"><b style=""><font style="" face="times new roman,times,serif" size="3"><span style="" lang="AR-SA"><span style="color: #660000;">آيا پيشنهاد خاصي براي&#160; تيم نويسندگان وبلاگ آهن شهر داريد؟</span> بنده به علت
داشتن مسئوليت انجمن اوليا و مربيان مدارس آهن شهر ارتباط نزديكي با دانش آموزان و
نوجوانان داشته و اكنون كه مي بينم تلاشهاي آنها به ثمر رسيده واكثرا به درجات بالا
و تحصيلات عالي رسيده اند به خود مي بالم و احساس غرور مي كنم ، خصوصا وقتي كه ميبينم
كه به همت جوانان ارزشمندي مانند برادران عمراني و انصاري و ساير دوستان جوان وب سايت
فرزندان آهن شهر راه اندازي شده كه باعث همبستگي جوانان و پيشكسوتان شده ، لذت مي برم
و اميدوارم كه در اين راه موفق و مؤيد باشند</span><span style="" dir="ltr">.</span></font></b></p><div style="text-align: right;">

</div><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"><b style=""><font style="" face="times new roman,times,serif" size="3"><span style="" lang="AR-SA"><span style="color: #660000;">آیا می دانستید یکسال دیگر تاریخ سنگ آهن مرکزی
بافق پنجاه ساله می شود ؟ آیا فکر می کنید شرکت سنگ آهن برنامه خاصی برای این رویداد
بزرگ خواهد داشت ؟</span> اگر مدیرعامل سنگ آهن بودید چه می کردید ؟ از جناب آقاي مهندس احمديه
مديريت عامل محترم شركت سنگ آهن مركزي استدعا دارم به پاس خدمات صادقانه پيشكسوتان
و جوانان<span style="">&#160; </span>شاغل در به ثمر رسيدن و ادامه اين
پروژه عظيم ملي هر طور صلاح است تجليل به عمل آيد ، اگر همكاران پيشكسوت هم حضور داشته
باشند باعث افتخار و تجديد خاطره آنها خواهد شد</span><span style="" dir="ltr">.</span></font></b></p><div style="text-align: right;">

</div><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"><b style=""><font style="" face="times new roman,times,serif" size="3"><span style="" lang="AR-SA"><span style="color: #660000;">چنانچه خاطره تلخ یا شیریني هم برايمان بيان بفرماييد
ممنون مي شويم ؟</span> خاطره تلخ دوران خدمت از دست دادن دوستان و همكاران بنام هاي منوچهر
نقيب زاده ، اصغركاظم و مجتبي امامي كه در اثر تصادف بوقوع پيوست بسيار خاطره تلخي
بود</span><span style="" dir="ltr">.</span></font></b></p><div style="text-align: right;">

</div><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"><b style=""><font style="" face="times new roman,times,serif" size="3"><span style="" lang="AR-SA"><span style="color: #660000;">به نظر شما موفقترين مديرعامل دوران خدمتتان كيست
؟</span> آقاي مهندس به آيين بودند كه در سخت ترين شرايط و با كمترين امكانات اين پروژه را
مديريت كردند</span><span style="" dir="ltr">. </span></font></b></p><div style="text-align: right;">

</div><b style=""><font style="" face="times new roman,times,serif" size="3"><span style="" lang="AR-SA"><span style="color: #660000;">نظر شما درباره همايش آهن شهر چيست ؟</span> خاطره اي به
نظرم رسيد ، اواخر سال 1381 در مسجد بلال صدا و سيما در مجلس ترحيم دوست بسيار عزيزم
شادروان رسول اخوان صفا ، به همراه آقايان بادكوبه اي و عصار و روشن و كاظمي وديگر
همكاران شركت كرده بوديم در آنجا با آقاي مهندس دهستاني مديرعامل وقت شركت آشنا شدم
، پس از معرفي و از اينكه ايشان فرزند يكي از همكاران قديمي و اهل بافق هستند ودرحال
حاضر مديريت عامل شركت سنگ آهن مركزي را به عهده دارند بسيار خوشحال شده و تبريك گفتم
و ايشان هم كه متوجه شدند من<span style="">&#160; </span>رئيس تداركات
بودم و خدماتي داشتم بنده را مورد لطف قرار دادند، سپس ايشان از ما چند نفر دعوت كردند
كه با خانواده تعطيلات نوروز 82 را مهمان سنگ آهن باشيم و به آقاي روشن دستور دادند
كه مقدمات كار را فراهم و پيگيري هاي لازم را به عمل آورند . پس از آن تاريخ ما منتظر
فرارسيدن نوروز بوديم ، آن نوروز آمد و پس از آن نوروزهاي ديگري نيز رسيد ولي از دعوت
خبري نشد و به دست فراموشي سپرده شد ، اما در 25 مهرماه سال 87 بنا به درخواست جوانان
برومند آهن شهر از جناب آقاي مهندس احمديه مبني بر انجام همايشي با حضور پيشكسوتان
و همكاران و دوستان قديمي درآهن شهر بمنظور تجديد ديداروتجديد خاطرات گذشته اين امر
با همت بالاي جناب آقاي مهندس احمديه محقق گشته و حضور همكاران به همراه خانواده هايشان
كه حدودا 200 نفر مي شدند به مدت دو روز به نحو احسن و با برخوردي شايسته مورد لطف
قرار گرفته و از ما به نحو احسن پذيرايي شد. جاي ساير همكاراني كه نتوانستند شركت كنند
خالي بود كه ببينند همكاران و دوستان حاضر در آن مراسم چطور با هم برخورد ميكنند و
همديگر را درآغوش مي كشند و اشك شوق مي ريزندو همگي براي سلامتي و موفقيت جناب آقاي
مهندس احمديه دعا ميكردند و از ايشان تشكر و قدرداني مي نمودند. در خاتمه عرايضم از
فرزندان شايسته آهن شهر استدعا دارم كه هرچه بيشتر همبستگي خود را بيشتر كرده ودرراه
اعتلاي ميهن عزيزمان ايران كوشا باشند.</span><span style="" dir="ltr"></span></font></b>]]></description>
<guid isPermaLink="false">60@http://www.ahanshahr.com</guid>
<dc:subject>تست</dc:subject>
<dc:date>8-11-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط admin</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>مصاحبه 3</title>
<link>http://www.ahanshahr.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=59</link>
<description><![CDATA[<p style="" dir="rtl" align="justify"><span style="" lang="FA"><font style="" face="times new roman, times, serif" size="3"><span style="color: #000066;"><b style="">دوستان
عزيز مصاحبه اين هفته را آقاي عباس اوليايي عزيز با پدر بزرگوارشان انجام
داده اند و برايمان ارسال نموده اند قبل از ثبت آن برخود لازم دانستیم شما
را با قسمت كوچكي از توانمنديها و شخصيت و سجاياي اخلاقي ايشان كه&#160; يكي از
پيشكسوتان آهن شهر و چهره هاي ماندگار آهن شهر ميباشند بيشتر آشنا كنیم .
سرودن شعر بالاخص به زبان مادري (آذري) - موفقيت هاي تحصيلي و اجتماعي تك
تك فرزندان ايشان – مردم داري و روابط عمومي بالا كه در وجود فرزندانشان
نيز اين روحيه بسيار بزرگ هميشه نمايان بوده – تعصب و احساس مسئوليت نسبت
به دوستان و اقوام و همشهريها – حضور فعال در صحنه كار و ورزش و.........(
با آرزوي سلامتي و تندرستي ايشان )</b></span></font></span></p>
<p style="" dir="rtl" align="justify"><span style="" lang="FA"><font style="" face="times new roman, times, serif"><font style="" size="3"><b style=""><span style="color: #990000;">لطفا خودتان را بيشتر براي خوانندگانمان معرفي نماييد؟</span><span style="color: #000066;">
با سلام خدمت تماميه پدران و مادران و فرزندان عزيز آهن شهر بنده حسن زاده
محمد اوليايي فرزند حسين متولد 1321 در روستاي هَرزند جديد از توابع
شهرستان مرند</span></b></font></font></span></p>
<p style="" dir="rtl" align="justify"><span style="" lang="FA"><span style="color: #000066;"><font style="" face="times new roman, times, serif"><font style="" size="3"><b style=""><span style="color: #990000;">در چه سالي و با چه هدفي براي استخدام به بافق آمديد؟ </span>در
فروردين سال 1351 خيلي اتفاقي .بنده جهت شركت در مراسم ازدواج برادر
كوچكترم كه در سنگ آهن بودند به بافق آمدم وبه من هم اطلاع دادند كه سنگ
آهن نيروي كار جذب ميكند و سرنوشت ما براين بود.كه يادش بخير بهمراه
آقايان مرحوم سقايي و عمران عمراني به آقاي ناصري معرفي شدم و در تاريخ
1351/2/2 بعنوان نيروي موقت جذب شدم .آقاي عمراني سرپرست واحد آبرساني
بودند چند ماه توسط ايشان آموزش ديدم و در مدت كوتاهي بعنوان نيروي فني
لوله كش ساختماني بصورت رسمي به استخدام سنگ آهن در آمدم .</b></font></font></span></span></p>
<p style="" dir="rtl" align="justify"><span style="" lang="FA"><font style="" face="times new roman, times, serif"><font style="" size="3"><b style=""><span style="color: #990000;">چند تن ار همكارانتان را كه به ياد داريد نام ببريد؟ </span><span style="color: #000066;">در
اوايل تكميل و ساخت خانه هاي آهن شهرگروه ما حدودا 42 نفر نيرو داشت
.مرحوم عمراني سرپرست و جلال دره شيري استادكار و همكاران ديگر آقايان
ژيان پور-حسين شفيعي مباركه –مرحوم رحمتي –آقاي سيد سالاري و با پوزش از
ديگر عزيزاني كه الان در خاطرم نيست .</span></b></font></font></span></p>
<p style="" dir="rtl" align="justify"><span style="" lang="FA"><font style="" face="times new roman, times, serif"><font style="" size="3"><b style=""><span style="color: #990000;">در چه سالي به آهن شهر جهت سكونت آمديد؟</span> <span style="color: #000066;">در تاريخ 1359/6/29همزمان با شروع جنگ تحميلي و شروع خاموشيهاي شبانه در آهن شهر.و قبل از آن در مباركه سكونت داشتيم .</span></b></font></font></span></p>
<p style="" dir="rtl" align="justify"><span style="" lang="FA"><font style="" face="times new roman, times, serif"><font style="" size="3"><b style=""><span style="color: #990000;">از خاطرات خوش و شيرين دوران كار و سكونتتان در آهن شهر بگوييد؟</span> <span style="color: #000066;">وقتي
به خاطراتم و گذشته ام فكر ميكنم اين موارد بيشتر از همه چيز برايم شيرين
و دلنشين است و خستگي اين سالها را از تن&#160; من ميگيرد :1- همگام با كار
توانستم تا ششم ابتدايي درس بخوانم و از خواندن و نوشتن لذت ميبردم .2-
مورد اطمينان دوستان و همكاران بودم بطوريكه اگر هم در منزل نبودند براي
انجام كار تعميرات كليد خانه را بمن ميسپردن .3-موفقيت هاي علمي و ورزشي
فرزندانم و ....</span></b></font></font></span></p>
<p style="" dir="rtl" align="justify"><span style="" lang="FA"><font style="" face="times new roman, times, serif"><font style="" size="3"><b style=""><span style="color: #990000;">آيا خاطرات &#160;تلخي هم داريد؟</span><span style="color: #000066;">بلي
وقتي شاهد از دست دادن دوستان و همكاران عزيزمان در سانحه رانندگي ميشديم
(مرحوم منوچهر نقيب زاده و فرزند دخترش –مرحوم عليقلي -...)ويا فوت در
غربت و دور از زادگاه&#160; مرحومان سقايي- اسرافيل خليلي و..و در آخر فوت
فرزند دلبند 3 ساله ام بر اثر خفه شدن در آب در سال 1357 كه در آنوقت ما
ساكن روستاي مباركه بوديم .از دست دادن پسرم&#160; سبب رويارويي يا نوعي تنش
بين من و&#160; آب شد كه فرزندانم را تشويق و ترغيب به ورزش شنا كردم و نتيجه
آن كسب مقامهاي محلي –استاني و كشوري و همچنين بدست آوردن مهارتهاي نجات
غريقي درجه يك و مربيگري گرديد.و الان هم وقتي ميبينم فرزندانم به رده هاي
مختلف سني شنا را بصورت حرفه اي آموزش ميدهند و يا در زمان جنگ هم به
نيروهاي بسيجي آموزش ميدادند و در تعليم شنا به مردم كمك مينمايند آن غم و
مصيبت را به فراموشي ميسپارم . نا گفته نماند خودم هم شنا را ياد گرفته ام
.</span></b></font></font></span></p>
<p style="" dir="rtl" align="justify"><span style="" lang="FA"><font style="" face="times new roman, times, serif"><font style="" size="3"><b style=""><span style="color: #990000;">در صورت امكان از وضعيت تحصيلي و اشتغال فرزندانتان براي خوانندگان وبلاگ بيشتر بگوييد؟</span> <span style="color: #000066;">الحمدلله
خدا را هزاران بار شاكرم.بزرگترين سرمايه زندگيم تحصيلات و موفقيتهاي
&#160;فرزندانم ميباشد .من صاحب فرزنداني با تخصص و مدارك مهندسي عمران
–كارشناس حسابداري –ليسانس مترجمي زبان انگليسي –كارشناس ارشد تربيت بدني
–ليسانس حسابداري ميباشم .</span></b></font></font></span></p>
<p style="" dir="rtl" align="justify"><span style="" lang="FA"><font style="" face="times new roman, times, serif"><font style="" size="3"><b style=""><span style="color: #990000;">آقاي اوليايي با خانواده هايي كه رفت و آمد خانوادگي داشتيد نام ميبريد؟</span> <span style="color: #000066;">هم
ولايتيهايمان آقايان عمراني -انصاري -سقايي –مقصودي- نوري –فتوحي.و دوستان
ميراب زاده&#160; –نقيب زاده –اباذري –سالكي –حليمي – رمضاني –عطار و...</span></b></font></font></span></p>
<p style="" dir="rtl" align="justify"><span style="" lang="FA"><font style="" face="times new roman, times, serif"><font style="" size="3"><b style=""><span style="color: #990000;">نظرتان راجع انجمن و اجتماع فرزندان ديروز آهن شهر چيست ؟</span> <span style="color: #000066;">هدفي
بسيار بزرگ است توصيه ميكنم در انسجام و حفظ آن نهايت سعيتان رابكنيد
ومهمتر اينكه زحمات پدرانتان را فراموش نكنيد و يادشان را زنده نگهداريد .</span></b></font></font></span></p>
<p style="" dir="rtl" align="justify"><span style="" lang="FA"><font style="" face="times new roman, times, serif"><font style="" size="3"><b style=""><span style="color: #990000;">نظرتان راجع به همايش آهن شهر در 25 مهر چه بود ؟</span> <span style="color: #000066;">خيلي
عالي بود تجمع بسيار بزرگ و با عظمتي بود كه به همت آقاي مهندس
اسرافيل&#160;احمديه و ديگر زحمت كشان سنگ آهن و دست اندركاران انجمن فرزندان
آهن شهر بعد از چندين و چند سال دوستان قديمي يكديگر را در آغوش كشيده و
شاهد احساسات و هيجانات بي وصفي بوديم.در ضمن دعوت از معلمين و قدر داني
از زحمات آنان توسط دانش آموزان و مديريت محترم سنگ آهن حركتي فراموش
نشدني بود.</span></b></font></font></span></p>
<p style="" dir="rtl" align="justify"><span style="" lang="FA"><font style="" face="times new roman, times, serif"><font style="" size="3"><b style=""><span style="color: #990000;">آقاي
اوليايي آخرين سئوال هر چند شما تحصيلات بالايي نداريد ولي ذوق وحس سرودن
شعر بالايي داريد در صورت امكان شعري براي خوانندگان ما از اشعار خودتان
ميسراييد؟</span><span style="color: #000066;"> با كمال ميل و با سرودن اين شعر عزيزانم را بخدا ميسپارم ...</span></b></font></font></span></p>
<p dir="rtl" style="color: #000066;" align="justify"><span style="" lang="FA"><font style="" face="times new roman, times, serif" size="3"><b style="">آذربايجان
بير زامان جاوا نيديم – هر يان گلدي آتدين مني – فرهاد كيمين داق گازارديم
– ايندي داها گوجالميشام –غربت يرده گل تاپ مني –غلام ايله آپار تبريز ده
امير بازاردا سات مني – ياپيش اليمدن آپار – مرندين هرزند كندينده –اوردا
مني اولدور – هَرزند توپراقينا گات مني </b></font></span></p>]]></description>
<guid isPermaLink="false">59@http://www.ahanshahr.com</guid>
<dc:subject>تست</dc:subject>
<dc:date>30-10-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط admin</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>تصویر</title>
<link>http://www.ahanshahr.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=58</link>
<description><![CDATA[<img style="width: 470px; height: 304px;" src="http://www.iranuon.net23.net/uploads/1288690064.jpg" border="0"><br>عکس فوق از سری عکسهایی است که خانم نصیری برامون ارسال کردند ضمن تشکر
فراوان از ایشون اگه اسامی این ورزشکارا رو می شناسید ممنون میشیم به ما
بگید و چنانچه عکسی برای ارایه در وبسایت داشته باشید ممنون میشیم برامون
ارسال کنید .<br><div style="padding: 5px; position: absolute; z-index: 99999999; display: none; top: 0pt; right: 0pt; bottom: auto; left: auto; height: auto; width: auto; background-color: #000000; font-size: 13px; line-height: 1.2; opacity: 0.9;"></div><script src="http://www.google.com/jsapi" charset="utf-8" type="text/javascript"></script><div style="padding: 5px; position: absolute; z-index: 99999999; display: none; top: 0pt; right: 0pt; bottom: auto; left: auto; height: auto; width: auto; background-color: #000000; font-size: 13px; line-height: 1.2; opacity: 0.9;"></div>]]></description>
<guid isPermaLink="false">58@http://www.ahanshahr.com</guid>
<dc:subject>تست</dc:subject>
<dc:date>26-10-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط admin</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>مصاحبه 2</title>
<link>http://www.ahanshahr.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=57</link>
<description><![CDATA[<p dir="rtl" align="justify"><strong><font color="#990000" face="times new roman, times, serif" size="3"><img src="http://www.iranuon.net23.net/uploads/1331037449.jpg" width="150" align="top" border="0" height="185"></font></strong></p>
<p dir="rtl" align="justify"><strong><font color="#990000" face="times new roman, times, serif" size="3">جناب آقاي عباسي لطفا خودتان را براي ما و خوانندگان وبسايت بيشتر معرفي كنيد ؟ </font></strong><strong><font face="times new roman, times, serif" size="3">با سلام من حيدر عباسي متولد 20 دي 1320 در خانه سر از توابع مرند هستم .</font></strong></p>
<p dir="rtl" align="justify"><font face="times new roman, times, serif"><font size="3"><strong><font color="#990000">لطفا از استخدامتان در سنگ آهن براي خوانندگان ما بگوييد</font></strong><strong> ؟ من مدتي پس از فوت پدرم در سانحه انفجار گاز معدن ذغال سنگ الیکا ، تقریبا در سال 1336 به استخدام اکتشافات ذوب آهن آن زمان در آمدم ولی در حکم بنده شروع به کارم مربوط به سال 1338 می باشد. در سال 1340 با تعدادی از کارکنان که اکثریت آذری زبان بودنداز معادن زغال سنگ شمال ما را به بافق منتقل کردند. بیاد دارم از بافق به یزد دو روز در جاده خاکی بودیم . مردم شهر بافق از اینکه می ديدند ما به زبان دیگری صحبت می کنيم تعجب کرده بودند واقعا آن زمان بافق هیچ گونه امکانات رفاهی نداشت و بعدا از آنجا به چادر ملو منتقل شدیم و پس از مدت كوتاهي دوباره به بافق برگشتیم و برخي از کسانی که آن زمان از معادن شمال با ما به بافق آمده بودند : آقایان عمران عمرانی،نجف زمانی،عبدالله اشرفی،رحیم صغیری،علی احمدیه،احمد احمدیه،علی محمد انصاری،محمد علی خلیلیان ، میر خلیل نقیب زاده ، بردارم یعنی صفر عباسی و آقای فتح الله تبرک &#160;و دیگرانی که الان نامشان یادم نیست .&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160; </strong></font></font></p>
<p dir="rtl" align="justify"><font face="times new roman, times, serif"><font size="3"><strong><font color="#990000">محل کارتان در سنگ آهن كجا بود ؟</font></strong><strong> بنده ابتدا بعنوان کمک راننده و راننده و نهايتا به عنوان سرپرست حمل نقل و بهره برداری در آن شرکت انجام وظیفه نموده ام. </strong></font></font></p>
<p dir="rtl" align="justify"><font face="times new roman, times, serif"><font size="3"><strong><font color="#990000">از فرزندانتان براي ما بگوييد؟</font></strong><strong> بنده چهار پسر و یک دختر دارم. پسر بزرگم نادر در کرج دبیر است و یک پسر دارد ، پسر دومم ناصر در تهران و در نیروی دریایی با درجه سرهنگی مشغول به خدمت است و یک پسر و یک دختر دارد، پسر سومم شاهپور هم در صنایع مس سرچشمه بعنوان مهندس مشغول به کار است و دارای یک پسر و یک دختر است، فرزند چهارمم پروانه هم با همسرش در مغازه پوشاک فروشی خود مشغول به کار هستند و یک پسر دارند و فرزند آخرم فرامرز ، کاردان معماری است .</strong></font></font></p>
<p dir="rtl" align="justify"><font face="times new roman, times, serif"><font size="3"><strong><font color="#990000">در چه تاریخي به افتخار بازنشستگی نايل شديد و اكنون در كجا ساكن هستيد؟</font> </strong><strong>بنده در تاریخ 1/1/1366 یعنی در روز عید در معدن چادر ملو بازنشست شدم و اكنون در يزد ساكن هستم .</strong></font></font></p>
<p dir="rtl" align="justify"><font face="times new roman, times, serif"><font size="3"><strong><font color="#990000">مي توانيد نام چندتن از مدیرعاملهایی که بخاطر دارید را نام ببريد ؟</font> </strong><strong>مهندس به آیین که یکی از بهترین و نمونه ترین مدیرانی بود که بنده در طول خدمت خود دیدم همیشه به فکر کارگران و کارمندان بود و هیچ کوتاهی در انجام وظیفه خود نکرد.دیگر مدیرانی که من بخاطر دارم : مهندس رستگار ، مهندس امامی ، مهندس اقتصاد ، مهندس میرزاد، مهندس راستار ، مهندس عاقلی &#160;</strong></font></font></p>
<p dir="rtl" align="justify"><font face="times new roman, times, serif"><font size="3"><strong><font color="#990000">چندتن از دوستان خانوادگیتان در دوره اشتغالتان در سنگ آهن را نام ببريد؟</font> </strong><strong>من همیشه با همه دوستان روابط خوبی داشتم ولی بهترین دوستم و نزدیکترین دوستم که همیشه به یادش هستم منوچهر نقیب زاده پدر بابک عزیز است که خاطراتی زیادی با او دارم چون باهم همسن بودیم از شمال باهم&#160; بودیم و در زندگی نه دوستی مانند او دیدم و نه خواهم دید او همیشه همراز و کمک من بود و هر جا کمک می خواستم هیچ وقت کوتاهی نمی کرد خداوند او را قرین رحمت خود کند. دیگر عزیزانی که با آنها در ارتباط بودیم&#160; : &#160;احمدیه ،&#160; عمرانی ، انصاری، خلیلیان ، نقیب زاده ها، رجبیان، &#160;اشرفی، دوستی، عیوض پور و دیگر عزیزانی که اگر نامشان برده نشد از آنها معذرت میخواهم.</strong></font></font></p>
<p dir="rtl" align="justify"><font face="times new roman, times, serif"><font size="3"><strong><font color="#990000">نام همسایه هایتان در چغارت را بخاطر داريد؟</font></strong><strong> در معدن چغارت من و برادرم باهم در یک منزل اسكان داشتیم و همسایه هایمان میرخلیل نقیب زاده، عمران عمرانی، فتح الله تبرک، علی احمدیه بودند كه ما در قسمت ساختمان های 5 ردیفه مینشستیم و آن وقت نويسندگان اين وبلاگ بچه بودند و در خاکها بازی می کردند.</strong></font></font></p>
<p dir="rtl" align="justify"><font face="times new roman, times, serif"><font size="3"><font color="#990000"><strong>آیا رویداد خاصی از دوره اشتغالتان بخاطر دارید ؟ ( افتتاحیه ها ، حضور مقامات بلندپایه ، رویداد ورزشی </strong><strong>،</strong><strong> جشن ها </strong><strong>،</strong><strong>&#160; مراسم مذهبی ،&#160; سوگواری ها&#160; و.....) ؟</strong></font><strong> وقتی روسها امتياز ذوب آهن را به ایران واگذار كردند در معدن چغارت جشن و سرور برگزار شد. تاریخ دقیق یادم نیست ولی نخست وزیر آن زمان هویدا به آهن شهر و معدن چغارت آمد و از آنجا بازدید کرد و بعدا در سال 52 یا 53 هم محمدرضاشاه پهلوی به بافق آمد و برای کارگران سخنرانی کرد و قولهایی داد و همراه شاه خوانندگان آنزمان چون خانم پوران به آهن شهر آمده و برای ما به اجرای برنامه پرداختند. </strong></font></font></p>
<p dir="rtl" align="justify"><font face="times new roman, times, serif"><font size="3"><strong><font color="#990000">در حال حاضر با کدامیک از دوستان و همکاران سابق ارتباط دارید ؟</font> </strong><strong>آقای اکبر حاجی حسینی، سلیمان رجبیان ، باخانواده مرحوم نجفعلی زمانی ، و با آقای حسن استاد باشی قبل از اینکه بر اثر حادثه تصادف فوت کنند و اگر به تهران سر بزنم به آقای ستاره هم سری می زنم.</strong></font></font></p>
<p dir="rtl" align="justify"><font face="times new roman, times, serif"><font size="3"><strong><font color="#990000">آیا از گردهمایی های کوچک و بزرگ&#160; فرزندان آهن شهر اطلاع دارید ؟</font> آیا در هیچیک شرکت داشته اید</strong><strong> ؟بله ، از طریق فرامرز در جریان قرار میگیرم. در همایش 25 مهر ماه در آهن شهر حضور داشتم.</strong></font></font></p>
<p dir="rtl" align="justify"><font face="times new roman, times, serif"><font size="3"><strong><font color="#990000">نظرتان در رابطه با این گونه فعالیتها چیست</font></strong><strong><font color="#990000"> ؟</font> این فعاليتها براي ما بازنشسته ها خوش آیند است چون همکاران قدیمی را می بینیم و از حال و هوای همدیگر باخبر میشویم و هم روحیه مان عوض میشود.واقعا دست شما درد نکند آقای عمرانی خداوند به شما طول عمر بدهد.</strong></font></font></p>
<p dir="rtl" align="justify"><font face="times new roman, times, serif"><font size="3"><strong><font color="#990000">آیااز خبر تشکیل صندوق قرض الحسنه خانوادگی آهن شهر واهداف آن اطلاع دارید</font></strong><strong><font color="#990000">؟</font> بله ولی متاسفانه هرچه به فرامرز می گویم که در صندوق عضو شود همش پشت گوش می اندازد و امروز و فردا می کند.ولی از اهداف آن دقیقا اطلاع ندارم.</strong></font></font></p>
<p dir="rtl" align="justify"><font face="times new roman, times, serif"><font size="3"><strong><font color="#990000">آیا میدانستیدنشریه کوچکي تحت عنوان آهن شهر برغم نداشتن سرمایه و محدودیتها، توسط چندتن از فرزندان آهن شهر تهیه میشود و تاکنون 7 شماره آن به اعضا ارسال شده است ؟ آیا نسخه ای از آن را دریافت کرده اید</font></strong><strong><font color="#990000">؟</font> بله فرامرز به من اطلاع میدهد </strong></font></font></p>
<p dir="rtl" align="justify"><strong><font face="times new roman, times, serif" size="3"><font color="#990000">آیا می دانستید یکسال دیگر تاریخ سنگ آهن مرکزی بافق پنجاه ساله می شود ؟</font></font></strong><strong><font face="times new roman, times, serif" size="3">خیر یعنی اصلا یادم نبود .</font></strong></p>
<p dir="rtl" align="justify"><font face="times new roman, times, serif"><font size="3"><font color="#990000"><strong>آیا فکر می کنید شرکت سنگ آهن برنامه خاصی برای این رویداد بزرگ خواهد داشت ؟</strong><strong> </strong></font></font></font><strong><font face="times new roman, times, serif" size="3">امیدوارم - به نظر بنده حتما سنگ آهن باید برنامه داشته باشد و از اولین کسانی در سال 1339 بدون هیچ گونه امکانات رفاهی در آن معدن کار کردند در آن مراسم دعوت به عمل آید.</font></strong></p>
<p dir="rtl" align="justify"><font face="times new roman, times, serif"><font size="3"><font color="#990000"><strong>اگر مدیرعامل سنگ آهن بودید چه می کردید ؟ پیشنهاد شما برای گروه نویسندگان وبسایت آهن شهر در قبال این موضوع چیست </strong><strong>؟ </strong></font></font></font><strong><font face="times new roman, times, serif" size="3">اگر به جای مدیر عامل بودم تا جایی که امکان داشت فرزندان بیکار بازنشسته ها را در شرکت استخدام می کردم و گاهی هم از بازنشستگان قدیمی دعوت می کردم تا مثلا برای چند روز برای استراحت به آهن شهر بیايند. </font></strong><strong><font face="times new roman, times, serif" size="3">از شما نویسندگان وبسایت آهن شهر تقدیر و تشکر می کنم و امیدوارم این کاری را که شروع کرده اید رها نکنید چون این کار کار مقدس و با ارزشی است و من هم همیشه شما را بر سر نماز دعا میکنم و جز این کار کار دیگری از دستم بر نمی آید.</font></strong></p>
<p dir="rtl" align="justify"><font face="times new roman, times, serif"><font size="3"><strong><font color="#990000">خاطره تلخ یا شیریني داريد كه براي ما تعريف نماييد؟</font>&#160;</strong><strong>تلخ ترین خاطره در زمان اشتغالم خبر تصادف و فوت عزیزترین دوستم منوچهر نقیب زاده و همچنین خبر شهادت یزدان احمدیه بود چون ما با خانواده یزدان بیشتر وقتها در یک خانه اجاره ای بودیم به همین خاطر یزدان هم مانند پسرانم بود. </strong></font></font><strong><font face="times new roman, times, serif" size="3">خاطره شیرین هم ازدواجم و بدنیا آمدن فرزندانم در بافق بود و هم امضای قرارداد واگذاري امتياز ذوب آهن به ايران بود که باعث خوشحالی همه کارمندان سنگ آهن شد.</font></strong></p>
<p dir="rtl" align="justify"><strong><font face="times new roman, times, serif" size="3">خاطره ای از مهندس به آیین : یادم می آید در زمان بدنیا آمدن شاهپور حال همسرم خیلی بد بود&#160; به نزد پزشک آنوقت رفتم (فکر کنم دکتر حلیمی بود) بر اثر حال بد همسرم و نیامدن دکتر بر بالای سر همسرم با دکتر با تندی صحبت کردم بعداز چند روز مرا به کمیسون اداری خواستند که در آنجا آقای مهندس به آیین به عنوان ریاست و مهندس راستار و امامی و چند نفر هم از سازمان امنیت آن زمان بودند تا به اصطلاح مرا محاکمه کنند بعد از گفتن حرفهایم در پایان یک کلمه به آقای مهندس به آیین گفتم که آقای مهندس شما درحال حاضر به عنوان قاضی در پشت آن میز نشسته اید و باید با وجدان خود تصمیم بگیرید همین که حرفم تمام شد مهندس به آیین مثل برق از جایش بلند شد و گفت من هیچ حرفی در مقابل این کارگر ندارم و نگذاشت که هیچ اتفاقی برای کار من بیافتد. واقعا انسان فهمیده و وارسته ای بود. روحش شاد و یادش گرامی</font></strong></p>
<p dir="rtl" align="justify"><font face="times new roman, times, serif"><font size="3"><font color="#990000"><strong>در خاتمه اگر پیامی برای آهن شهریان یا دوستان سابقتان دارید بفرمایید. </strong></font></font></font><strong><font face="times new roman, times, serif" size="3">برای کلیه دوستان و همکاران قدیمی و خانواده آنها آرزوی سلامت و موفقیت دارم و امیدوارم که کلیه فرزندان آهن شهر در کار و تحصیل و زندگی خود موفق و سربلند باشند چون موفقیت آنها موفقیت ما محسوب می شود.</font></strong></p>]]></description>
<guid isPermaLink="false">57@http://www.ahanshahr.com</guid>
<dc:subject>تست</dc:subject>
<dc:date>15-10-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط admin</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>مصاحبه</title>
<link>http://www.ahanshahr.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=56</link>
<description><![CDATA[<P dir=rtl align=justify><FONT size=3 face="times new roman, times, serif"><STRONG>براي زنده نگهداشتن يادها و خاطره هاي خانواده هاي آهن شهري بخش جديدي را در وبسايت آهن شهر تحت عنوان مصاحبه ايجاد نموده ايم و در صدد آنيم با پيشكسوتان ، هنرمندان و ورزشكاران اين خانواده بزرگ مصاحبه هاي تلفني يا حضوري داشته باشيم و حاصل آن را كه يك سند با ارزش خواهد شد در وبسايت و گاهنامه انعكاس دهيم.از تك تك شما عزيزان نيز خواهشمنديم در صورت تمايل مصاحبه اي از بزرگان و پيشكسوتان خانواده خود تهيه و براي اطلاع ديگران به ما ارسال فرماييد .</STRONG></FONT></P>
<P dir=rtl align=justify><FONT size=3 face="times new roman, times, serif"><STRONG>نخستين مصاحبه را با آقاي نجف آبادي پدر گرانقدر پندارنجف آبادي – از زمره موفقترين فرزندان آهن شهر - آغاز نموديم . پس ازتماس تلفني با ايشان ، ابتدا شرح مختصري ازفعاليتها و اهداف انجمن و سايت فرزندان آهن شهر را براي اين پدر ارجمند بيان كرديم و امامشروح&#160; مصاحبه انجام شده &#160;:</STRONG></FONT></P>
<P dir=rtl align=justify><FONT color=#990000 size=3 face="times new roman, times, serif"><STRONG>جناب آقاي نجف آبادي لطفا خودتان را براي ما و خوانندگان ما بيشتر معرفي نماييد؟</STRONG></FONT></P>
<P dir=rtl align=justify><FONT size=3 face="times new roman, times, serif"><STRONG>- با سلام و عرض ارادت خدمت دوستان و عزيزان آهن شهري&#160; بنده احمد نجف آبادي متولد سال 1316 در شهرستان فراهان هستم .من در سال 1348 جهت استخدام در سنگ آهن به شهر بافق آمدم البته قبل از آن به مدت 10 سال در بانك بيمه كه زيرمجموعه اي از بانك ملي فعليست در سمت رياست شعب&#160; شهسوار ، بابل ، آمل و تجريش تهران اشتغال داشتم . بعد از استخدام مدتي در شهر بافق و بعد از آن در خانه هاي سازماني چغارت اقامت داشتيم و در نهايت حدود سال 1353 به آهن شهرنقل مكان كرديم و در رديف سه اتاقه ها بوديم. بنده در امور مالي و حسابداري سنگ آهن سمت مديريتي داشتم. در سال 1368 به تهران منتقل و يكي دو سال بعد بازنشسته شدم .</STRONG></FONT></P>
<P dir=rtl align=justify><FONT color=#990000 size=3 face="times new roman, times, serif"><STRONG>براي من سئوالي پيش آمده :چرا شما سنگ آهن بافق ، در دل كوير را به&#160; مديريت بانك در شهرهاي خوش آب و هوا ترجيح داديد؟</STRONG></FONT></P>
<P dir=rtl align=justify><FONT size=3 face="times new roman, times, serif"><STRONG>- اجازه مي خواهم&#160; پاسخ اين سوال را&#160; درآخر مصاحبه و در قالب خاطره بيان كنم .</STRONG></FONT></P>
<P dir=rtl align=justify><FONT color=#990000 size=3 face="times new roman, times, serif"><STRONG>فرزندان آهن شهر بيشتر دوست دارند راجع به پندار عزيز بدانند ؟</STRONG></FONT></P>
<P dir=rtl align=justify><FONT size=3 face="times new roman, times, serif"><STRONG>- حتما ، مي دانيد كه پندار پزشكي خوانده و اكنون با جديت در حال گذراندن تحصيلات تكميلي خويش است او براي ادامه تحصيل مدتي در كانادا بود و الان هم در امريكاست و در حال اتمام دوره تخصصي غدد ميباشد.</STRONG></FONT></P>
<P dir=rtl align=justify><FONT color=#990000 size=3 face="times new roman, times, serif"><STRONG>نام چند نفر از دوستان و همكارانتان را كه هنوز هم با هم ارتباط صميمي داريد بفرماييد؟</STRONG></FONT></P>
<P dir=rtl align=justify><FONT size=3 face="times new roman, times, serif"><STRONG>آقاي آذرباد در هشتپر – آقاي كياپور در اصفهان – آقاي حسيني در آباده – آقايان عصار و معيني در تهران </STRONG></FONT></P>
<P dir=rtl align=justify><FONT color=#990000 size=3 face="times new roman, times, serif"><STRONG>آیا در زمينه هاي هنري علايقي داريد؟</STRONG></FONT></P>
<P dir=rtl align=justify><FONT size=3 face="times new roman, times, serif"><STRONG>- بله من به سرودن شعر و نويسندگي بسيار علاقمند هستم و در سالهاي خدمتم جزو نويسندگان مجله داخلي فولاد بودم .</STRONG></FONT></P>
<P dir=rtl align=justify><FONT color=#990000 size=3 face="times new roman, times, serif"><STRONG>آيا سروده اي در زمينه سنگ آهن هم داريد؟</STRONG></FONT></P>
<P dir=rtl align=justify><FONT size=3 face="times new roman, times, serif"><STRONG>- بله بنده قصيده اي در وصف شكوه وعظمت كوه چغارت در حدود 30 بيت سروده ام .</STRONG></FONT></P>
<P dir=rtl align=justify><FONT color=#990000 size=3 face="times new roman, times, serif"><STRONG>آيا امكان دارد شعرتان را&#160; براي درج در وبسايت آهن شهر در اختيار ما قرار دهيد؟</STRONG></FONT></P>
<P dir=rtl align=justify><FONT size=3 face="times new roman, times, serif"><STRONG>- بله حتما آدرس بدهيد&#160; تا ارسال نمايم .</STRONG></FONT></P>
<P dir=rtl align=justify><FONT color=#990000 size=3 face="times new roman, times, serif"><STRONG>اگر از شما در همايش بعد جهت خواندن شعرتان دعوت كنيم به ما افتخار خواهيد داد ؟</STRONG></FONT></P>
<P dir=rtl align=justify><FONT size=3 face="times new roman, times, serif"><STRONG>- بله با كمال ميل حتما</STRONG></FONT></P>
<P dir=rtl align=justify><FONT color=#990000 size=3 face="times new roman, times, serif"><STRONG>با توجه به توضيحاتي كه از اهداف انجمن و صندوق سرمايه گذاري آهن شهر ارايه شد نظر شما در اين رابطه چيست ؟</STRONG></FONT></P>
<P dir=rtl align=justify><FONT size=3 face="times new roman, times, serif"><STRONG>- خيلي عالي است و خيلي از تشكيل آن خرسندم و با كمال ميل در اين صندوق عضو شده و در هدف بزرگتان سهيم ميشوم و دوست دارم در تمام جلسات و همايشهاي شما شركت كنم و اميدوارم براي وبسايتتان ، ثبت وقايع ، خاطرات و ارزشها بتوانم مفيد باشم .در ضمن براي تكميل آرشيوتان عكس و مجله و مطلب و... ارسال خواهم كرد .</STRONG></FONT></P>
<P dir=rtl align=justify><FONT color=#990000 size=3 face="times new roman, times, serif"><STRONG>و اما خاطره اي كه قول آن را در آغاز داده بوديد ؟</STRONG></FONT></P>
<P dir=rtl align=justify><FONT size=3 face="times new roman, times, serif"><STRONG>بله با كمال ميل . در سال 1348 براي استخدام به شهر بافق رفتم از شانس بد بنده ، آنروز هوا پر از گرد وغبار محلي بهمراه كمي طوفان شن بود براي رفتن به اداره سنگ آهن فقط يك ميني بوس قديمي و قراضه اي بود كه با آن به اداره مركزي رفتم .بنده كه از تهران با پرستيژ مديريت بانكي (كت و شلوار و كراوات) آمده بودم با پذيرايي طوفان شن حسابي وضعيتم به هم ريخته بود و مخصوصا&#160; در موها و مژه هايم كاملا مشهود بود به عبارتي وضع ظاهري نامرتبي داشتم و وقت و امكاناتي براي رفع آن هم نداشتم لذا با همان وضعيت وارد دبيرخانه سنگ آهن شدم ، پرونده ام را كه قبلا ارسال شده بود از آقاي مرحوم ناصري طلب كردم ايشان مرا به همراه پرونده ام و با همان وضع ظاهر به اتاق مديرعامل وقت مهندس به آيين فرستادند.ايشان بعد از ديدن وضعيت آشفته بنده نيم نگاهي به پرونده انداخته و سوابق بنده و درخواست كتبي مرا با خط خودم ديدند و اول گفتند :چقدر خوش خطي و چه انشاي زيبايي داري .گفتم بنده هميشه سعي براين داشتم.دومين مطلبي كه عنوان كردند اين بود كه آيا شما ديوانه نيستيد؟ بنده گفتم من كه آثاري از اين بيماري در خود نديده ام .چطور؟ گفتند :چرا،&#160; ديوانه هستيد ، كسيكه 10 سال مديريت شعبي مثل تجريش و شهسوار و... را داشته چطور حاضر ميشود در دل كويرخدمت كند؟ گفتم جناب مهندس من عاشقم .عاشق وطنم و دوست دارم هر كجا كه موثر باشم خدمت كنم. من عاشق كشورم ايران هستم&#160; او گفت :من هم عاشقم و من در جواب گفتم : من خود را يك پان ايرانيست ميدانم و تلاش ميكنم تا همچون صنعتگران و بزرگان و باهمتان عرصه نفت نام من هم در صنعت فولاد ثبت شود پس من از شما خيلي عاشقترم .در آخر مهندس به آيين در زير برگه استخدام من چنين دستور داد: اين عاشق مجنون را استخدام كنيد.</STRONG></FONT></P>]]></description>
<guid isPermaLink="false">56@http://www.ahanshahr.com</guid>
<dc:subject>تست</dc:subject>
<dc:date>7-10-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط admin</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>تسليت</title>
<link>http://www.ahanshahr.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=55</link>
<description><![CDATA[<FONT face=Arial><FONT size=5><SPAN style="COLOR: #006600"><SPAN style="COLOR: #006600">انا لله و انا اليه راجعون &#160;</SPAN><FONT color=#000000>&#160;&#160;<FONT size=4>&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160; </FONT></FONT>
<P align=justify><FONT size=3 face="times new roman, times, serif"><STRONG>با كمال تاسف و تاثر درگذشت مرحومه مغفوره&#160; خانم <SPAN style="COLOR: #3300CC"><SPAN style="COLOR: #0000FF">زهرا سنگاني منفر</SPAN>د</SPAN> همسر محترم دوست عزيزمان جناب آقاي <SPAN style="COLOR: #0000FF">فيروز تبرك</SPAN> را به ايشان و خانواده محترمشان و&#160;تماميه آهن شهريها تسليت عرض نموده و ازخداوند متعال طلب آمرزش و مغفرت داريم .</STRONG></FONT></P>
<P align=justify><FONT size=3 face="times new roman, times, serif"><STRONG>جهت شركت در مراسم &#160;روز سوم و شب هفت اين مادر گرانقدربه اطلاع ميرساند از ساعت <SPAN style="COLOR: #0000FF">10:30</SPAN> الي <SPAN style="COLOR: #0000FF">12</SPAN> روز <SPAN style="COLOR: #0000FF">جمعه&#160; چهارم&#160; ديماه</SPAN>&#160; مجلسي &#160;در مسجد جامع&#160; گوهردشت واقع در كرج – رجايي شهر – نبش خيابان هشتم منعقد ميباشد . </STRONG></FONT>
<HR SIZE=2 width="100%">
<FONT size=4 face=arial,helvetica,sans-serif>با سلام وعرض ادب </FONT><FONT face=arial,helvetica,sans-serif><BR></FONT><FONT size=4 face=arial,helvetica,sans-serif>از تمامیه دوستان&#160; <SPAN style="COLOR: #000066">" سایت آهن شهر" </SPAN>که با پیام ها و حضور خویش موجب تسلّی بنده و دیگر بازماندگان گردیده اند، کمال تشکر و قدر دانی را دارم.</FONT><FONT face=arial,helvetica,sans-serif><BR></FONT><FONT size=4 face=arial,helvetica,sans-serif>ضمن آرزوی سلامت و طول عمر برای تمام عزیزان ، امید آن دارم که همدلی تمامی عزیزان را در مجالس شادی وسرور ایشان پاسخگو باشم.</FONT> 
<P></P>
<DIV style="TEXT-ALIGN: right"><FONT style="COLOR: #000099" size=4 face="times new roman, times, serif"><STRONG>فیروز تبرک</STRONG></FONT></DIV></SPAN></FONT></FONT>]]></description>
<guid isPermaLink="false">55@http://www.ahanshahr.com</guid>
<dc:subject>تست</dc:subject>
<dc:date>3-10-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط admin</dc:creator>
<language>ar</language></item>

</channel>
</rss>
