<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" 
  xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
  xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
  xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/"
  xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" >

<channel>
<title>آهن شهر</title>
<link>http://www.ahanshahr.com</link>
<description>بياد آن سالهاي خوب</description>
<language>ar</language><dc:language>en-us</dc:language>
<dc:creator>admin@ahanshahr.com</dc:creator>
<dc:date>13-6-1389</dc:date>

<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
<sy:updateBase>13-6-1389</sy:updateBase>

<item>
<title>ماه رمضان در آهن شهر</title>
<link>http://www.ahanshahr.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=86</link>
<description><![CDATA[<p style="" align="center"><img src="http://www.ahanshahr.com/pic/aza7.jpg" align="top" border="0"><br></p>
<p style="" align="right"><font style="" face="times new roman, times, serif" size="3"><b style="">عکس
 فوق یکی از معدود عکسهایی است که از ماه رمضان در آرشیو عکسمان داشتیم . 
همانگونه که ملاحظه می فرمایید عده کثیری از دوستان در این عکس حضور دارند .
 بسیار ممنون خواهیم شد چنانچه شما هم عکسی از مناسبتهای فرهنگی ورزشی یا 
مذهبی داشته باشید برایمان ارسال نمایید . </b></font></p>
<p style="" align="center"><font style="" face="times new roman, times, serif" size="3"><b style="">یاد شبهای قدر و مسجد آهن شهر بخیر</b></font></p>]]></description>
<guid isPermaLink="false">86@http://www.ahanshahr.com</guid>
<dc:subject>تست</dc:subject>
<dc:date>9-6-1389</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط admin</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>تسلیت</title>
<link>http://www.ahanshahr.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=85</link>
<description><![CDATA[<font style="font-family: Tahoma;" size="3">خانواده محترم عمرانی<br><br>با کمال تاسف و تاثر درگذشت دخترخاله گرامیتان را به شما و خانواده محترمتان و سایر بستاگان آن مرحومه تسلیت عرض می نمائیم برای ایشان رحمت و مغفرت الهی و برای بازماندگان صبر و شکیبائی مسالت می نمائیم </font><br>]]></description>
<guid isPermaLink="false">85@http://www.ahanshahr.com</guid>
<dc:subject>تست</dc:subject>
<dc:date>3-6-1389</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط admin</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>تسلیت</title>
<link>http://www.ahanshahr.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=84</link>
<description><![CDATA[<font style="" face="times new roman, times, serif" size="3"><b style="">دقایقی
 پیش با خبر شدیم که خانم صراف ( مادر نادر صراف ) به رحمت خدا رفته اند . 
ضمن تسلیت به خانواده محترم صراف و شما آهن شهریان&#160;به محض کسب اطلاعات 
بیشتر اطلاع رسانی خواهیم نمود.</b></font>]]></description>
<guid isPermaLink="false">84@http://www.ahanshahr.com</guid>
<dc:subject>تست</dc:subject>
<dc:date>1-6-1389</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط admin</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>ماجراي اكتشاف معدن سنگ آهن چادرملو</title>
<link>http://www.ahanshahr.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=83</link>
<description><![CDATA[<p style="" dir="rtl" align="justify"><font style="" face="times new roman, times, serif" size="3"><b style="">اين مطلب بقلم مهندس علی اکبر علی سبحانی&#160;کاشف معدن چادرملوست که بصورت خاطره به رشته تحرير در آورده است. <br style="">در
 خرداد ۱۳۱۹ از دانشکده فنی دانشگاه تهران در رشته معدن فارغ التحصيل شدم و
 برای کارآموزی به معدن منگنز رباط کريم&#160;رفتم تا پس از اتمام دوران 
کارآموزی به خدمت وظيفه بروم.وقتی به اداره نظام وظيفه مراجعه کردم، 
تقريباْ عده ای که لازم بود انتخاب کرده بودند وبه بقيه معافی يک ساله 
دادند و من هم خود را به اداره کل معادن معرفی کردم.در تاريخ ۶/۹/۱۳۱۹ 
بعنوان مهندس اکتشاف اداره کل معادن استخدام شدم و بلافاصله در تاريخ 
۱۳/۹/۱۳۱۹ مامور شدم که به يزد و کرمان بروم و خود را به آقای<font style="" color="#990000"> دکتر کومل</font> آلمانی که رئيس اکتشافات معادن آن نواحی بود، معرفی کنم. <br style="">آن
 وقت مرکز ناحيه اکتشافی شهر يزد بود و دکتر کومل و خانواده اش در منزلی 
نزديک ميدان ميرچخماق زندگی می کردند و آقايان مهندس مير افضلی و مهندس 
غفاری نيز درانتهای خيابان مرکزی شهر درخانه ای به نام « خانه شازده 
تلگرافچی» اقامت داشتند که من هم به آقايان ملحق شدم. <br style="">اکتشافات
 معدن در آن زمان در اولويت کارهای دولت بود و به همين جهت حقوق فوق العاده
 ای پرداخته می شد.بطوری که دريافتی اينجانب بااحتساب۵۲۰ ريال حقوق، رتبه 
سه اداری و۵۸۰ ريال فوق العاده روزانه جمعاْ ۲۳۰۰ ريال، مبلغ قابل توجهی 
بود. <br style="">درهيات، دونفر به نامهای آقايان کاملی و فرزاد کمک مهندس بودند و يک رئيس حسابداری به نام آقای <font style="" color="#990033">نقشينه</font> که استعداد زيادی هم در هنر تئاتر داشت و بعداْ هم بعلت بازی در فيلم <font style="" color="#990033">دايی جان ناپلئون</font> شهرت زيادی کسب کرد. <br style="">دريزد
 علاوه بر دکتر کومل چند مهندس ديگر آلمانی در کارخانه های نساجی و برق کار
 میکردند و به همين جهت هرهفته بولتنی&#160;از طرف سفارت آلمان درتهران برايشان 
فرستاده میشد واز وضع جنگ با اطلاع می شدند و اين اطلاع را آقای دکتر کومل 
در اختيار ماهم قرار میدادند.&#160;<br style="">دکتر کومل قبل از آمدن به ايران
 درعربستان برای شرکت آرامکو کار می کردند و در آنجا اعراب ايشان را دکتر 
کمال صدا می کردند.ايشان زبان فرانسه را میدانست و ما مهندسان هم فرانسه می
 دانستيم.آقای کومل فارسی را می فهميد ولی خانمش فارسی را بهتر صحبت می 
کرد. <br style="">روش کار چنين بود که&#160;دکتر کومل نواحی مشخصی را در اطراف 
يزد انتخاب میکرد و هريک از مهندسان را به آن ناحيه اعزام میداشت تا 
مطالعاتی بعمل آورند و يک نسخه را مستقيماْ به اداره کل معادن ارسال دارند.
 آقای دکتر کومل خود نيز گاهی با يکی از مهندسان همراه میشد. <br style="">در
 ۲۱/۱۱/۱۳۱۹ قرار شد که&#160;دکتر کومل و من به&#160;ساغند برويم.دهکده ساغند درکنار 
جاده يزد-مشهد در فاصله ۷۵ کيلومتری واقع بود. شب به ساغند رسيديم و به 
خانه کدخدا رفتيم.همه گونه وسيله داشتيم و فقط بايد در محلی اطراق می 
کرديم.هوا خيلی خوب بود و برودت زيادی نداشت.وسيله گرما يک منقل آتش بود و 
کدخدا و ما کنار آن نشسته بوديم.از طريق دولت و فرمانداری يزد به کليه 
دهداران و کدخدايان سفارش شده بود که همه گونه کمک را به افرادی نظير ما 
بدهند.ما تمام مخارج خود را پرداخت می کرديم و حتی قدری هم بيشتر از حد 
معمول. <br style="">گويا بعلت ورود ما آن شب آمد و شد به خانه کدخدا 
بيشتراز معمول بود، مردی آمد و از امنيه شکايت میکرد که مرغش را گرفته و 
پولش را نداده.کدخدا کسی را فرستاد و امنيه آمد.کدخدا پرسيد:چرامرغ اين مرد
 راگرفته و پول ندادی؟امنيه پاسخ داد:مرغ را گرفتم و۳۰ شاهی هم داده ام.مرد
 روستايی گفت: قيمت مرغ 5/2 ريال است.امنيه گفت: من ماهی۳۰ ريال می گيرم 
آقای کدخدا آيا بيش از 5/1 ريال میتوانم يک مرغ بدهم؟ <br style="">خلاصه 
کدخدا هر دو را مرخص کرد. مشکل من اين بود که موضوع را برای دکترترجمه کنم.
 برای دکتر کومل و من که حقوق فوق العاده ای داشتيم باور۳۰ ريال حقوق 
ماهيانه برای امنيه قابل قبول نبود. <br style="">صبح روز بعد، مقدمات 
بررسی&#160;اطراف ساغند را شروع کرديم.۶&#160;شتر، دوتا برای سواری و ۴&#160;تا برای حمل 
بار و بنه و چهار کارگر و يک راهنما و يک ساربان.اين مسافرت مطالعاتی به 
مدت هشت روز به درازا کشيد.اين ناحيه بين ساغند، بافق و بهاباد بود وما 
مجبور بوديم که راه را طوری انتخاب کنيم که لااقل هر شب برسر چاهی چادرها 
را برپا کنيم تا بتوانند شترها را تيمار کنند.در روز سوم و در بين راه بطرف
 چاه دره ملون قطعاتی از سنگ معدن را يافته بوديم و شب به چاه رسيديم 
واطراق کرديم.معدن شامل چهار تپه بود و آقای دکتر کومل برای هريک از تپه ها
 اسمی بااين مشخصات انتخاب کرد:۱- زاهدی مدير کل اداره معادن ۲- شهيدزاده 
رئيس اداره اکتشافات ۳- دکتر کومل ۴- سبحانی <br style="">بعد از يک روز 
ماندن در محل معدن برگشتيم و در روز هشتم من و دکتر کومل در حالیکه برای 
صرف ناهار فقط ۴تا شلغم برايمان باقی مانده بود، به ساغند رسيديم و در روز 
۳۰/۱۱/۱۳۱۹ به يزد برگشتيم.در يزد مقررشد که مقدمات کار را فراهم کنيم و 
قرار شد که من برای رسيدگی و مطالعه کامل به ساغند و محل معدن برگردم. در 
۲۳/۱۲/۱۳۱۹ به اتفاق آقايان کاملی و فرزاد به ساغند مراجعت کرديم و مجدداْ 
وسايل را به وسيله شترها و کارگران به معدن حمل کرديم. تعدادی کارگر نيز 
استخدام کرديم که در ميان آنها نوازنده ای هم بود. چادرها را درکنار چاه 
برپا کرديم.روزها به کار می رفتيم و شب ها در چادرها جمع می شديم و آن 
نوازنده همه را مشغول میکرد و درکنار کارگران شترها طوری جمع میشدند که 
سرهای آنها يک دايره را تشکيل میداد و در آن دايره علوفه می ريختند و آنها 
را به آرامی و وضع خاصی علفها را می خوردند.ما تا تاريخ ۲۹/۱/۱۳۲۰ در معدن 
بوديم و مطالعات مقدماتی را انجام داديم و ذخيره قابل رويت آن را که در 
حدود ۱۲ ميليون تن بود، برآورد کرديم و به ساغند برگشتيم و منتظر شديم تا 
وسيله ای پيدا کنيم که به يزد برويم.آمد و شد در بين ساغند و يزد به قدری 
کم بود که برای تهيه وسيله سه روز در ساغند و در قهوه خانه کنار جاده 
مانديم. در يزد گزارش خود را تهيه و يک نسخه از آن را به&#160;دکتر کومل و نسخه 
ديگر را مستقيماْ به اداره اکتشافات ارسال داشتيم و برای تهيه گزارش درمورد
 چغارت بافق عزيمت کردم تا همين مطالعات را نيز درمورد آن انجام دهم.پس از 
برگشت از بافق به تهران درخصوص گزارش معدن دره چادر ملوسوالاتی کردم وبرای 
تهيه نمونه سنگهای اطراف معدن مجدداْ در۲۰/۳/۱۳۲۰ به ساغند برگشتم و در 
۲۶/۳/۱۳۲۰ به يزد مراجعت کردم و گزارش تکميلی را ارسال داشتم. <br style="">در
 اثر جنگ و سرايت آن به ايران اکتشافات معادن تعطيل شد و تعدادی ازمهندسان 
معدن برای مدتی بيکار و بعداْ در صنايع ديگر جذب شدند، من به رشته نساجی 
کشيده شدم. <br style="">بالاخره در اوايل ۱۳۷۶ در روزنامه ها اخباری از 
معدن چادرملو درج شد که مرا به ياد معدن دره چاه ملون انداخت، نامه ای 
دراين خصوص و سوابق معدن برای وزارت معادن و فلزات فرستادم مطالب را 
مختصراْ گزارش و تقاضا کردم که اجازه دهند چند روزی از معادن بافق و 
چادرملو ديدن کنم. وزير معادن و فلزات وقت موافقت و از من دعوت کردند که 
بمدت سه روز از معادن ديدن کنم.مسئولان معادن با کمال احترام و علاقه و 
کنجکاوی ازاينکه درآن تاريخ دراين منطقه انجام وظيفه کرده ام، سوالات مربوط
 به آن زمان را مطرح کردند ومن بسيار خوشحال و مسرور بودم که بعد از ۵۷ 
سال، آن روزهای مغتنم و دلپذير يادآوری می شد. <br style="">آقای وزير در 
مصاحبه با روزنامه همشهری اظهار داشت: چادرملو که در۱۸۰ کيلومتری شهر يزد و
 در دل کوير واقع شده، ۵۷ سال پيش توسط مهندس سبحانی که اکنون نيز درقيد 
حيات هستند شناسايی شده است. <br style="">خوشبختانه در روز ۱۲/۳/۱۳۷۶ روزی
 که معدن افتتاح شد، از من هم دعوت به عمل آمد. جناب آقای رفسنجانی در 
بيانات خود هنگام افتتاح معدن اظهار داشتند: در يک منطقه ای که کيلومترها 
در کيلومترها علايمی از حيات ديده نمی شود و در يک ساعت پرواز با هلی کوپتر
 هيچ چيز جز شن و باد ديده نمیشود، در چنين ناحيه ای اقدام برجسته ای انجام
 شد و معدنی کشف شده است که ما سپاسگذار مهندس سبحانی هستيم. کسيکه اين 
گنجينه را در ۵۷ سال پيش وقتی ما بچه بوديم و به مدرسه ابتدايی ميرفتيم، 
کشف کرده است. <br style="">درخاتمه ياد آور میشوم که طرح بهره برداری از 
اين معدن در سال۱۳۷۱ آغاز شد و نخستين کاميون حامل سنگ آهن کنسانتره در 
اسفند ۱۳۷۵ عازم فولاد مبارکه شد.سرمايه گذاری دراين طرح ۵۸۵ ميليون دلار و
 ۳۸۰ ميليارد ريال بوده و ذخيره معدن بالغ بر ۴۰۰ ميليون تن بر آورد شده و 
برنامه استخراج با ظرفيت ۸ ميليون تن در سال منظم شده است. آب مورد نياز 
معدن از بهاباد در ۷۵ کيلومتری معدن تامين می شود. <br style="">خدمت 
دوستان خوبم اضافه کنم که طی بازديدی که در سال ۸۱(اواخر مرداد-اوايل 
شهريور)از معادن بافق شامل چادر ملو و چغارت و فسفات اسفوردی و يک معدن 
مرمريت که از طرف دانشگاه بود داشتم خود شاهد اين عجايب خلقت و منابع عظيم 
ناحيه معدن خيز بافق بودم و حتی از معادن چادرملو و اسفوردی و مرمريت با 
دوربين هنديکم فيلمبرداری کرده ام وهنگامی که اين مسافت طولانی (۱۴ساعت با 
اتوبوس فقط تا بافق) را طی کرديم اصلاْ باورم نمی شد که در آن بيابانهای بی
 آب و علف بشود معدنی را جستجو کرد. مخصوصاْ چادرملو که تازه ۵ يا ۶ ساعت 
با اتوبوس از يک جاده تقريباْ خاکی از بافق فاصله داشت. مسافرت من به بافق 
در همين جا ختم نشد و در ارديبهشت سال ۸۲ برای شرکت در همايش حفاری در 
معادن بافق به اين شهر زيبا رفتم و فرصتی دست داد تا بازديدی هم از معدن 
سرب و روی کوشک که بصورت زيرزمينی بود داشته باشم. از شهر بافق واستان يزد 
خاطرات زيبايی دارم از بازديد ازمعادن گرفته تا خريد باقلوا و بيشتر از آن 
خوردن باقلوا.&#160;</b></font></p>
<p style="" dir="rtl" align="justify"><font style="" color="#0000cc" face="times new roman, times, serif" size="3"><b style="">منبع:خبرنامه کانون مهندسين فارغ التحصيلان دانشکده فنی دانشگاه تهران (۱۳۷۸) و مجله پيام چادر ملو (بهار۸۳) </b></font></p>
<p style="" dir="rtl"><font style="" color="#990000" face="times new roman, times, serif"><b style="">گردآوری : مجید نقیب زاده</b></font></p>]]></description>
<guid isPermaLink="false">83@http://www.ahanshahr.com</guid>
<dc:subject>تست</dc:subject>
<dc:date>23-5-1389</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط admin</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>انشا</title>
<link>http://www.ahanshahr.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=82</link>
<description><![CDATA[<P><FONT size=2>نام : فرخ...... </FONT></P>
<P><FONT size=2>كلاس : سوم آ دبستان ... </FONT></P>
<P><FONT size=2>موزو انشا : عزدواج! </FONT></P>
<P><FONT size=3 face=Georgia><STRONG>هر وقت من يك كار خوب مي كنم مامانم به من مي گويد بزرگ كه شدي برايت يك زن خوب مي گيرم.تا به حال من پنج تا كار خوب كرده ام و مامانم قول پنج تايش را به من داده است! حتمن ناسردين شاه خيلي كارهاي خوب مي كرده كه مامانش به اندازه استاديوم آزادي برايش زن گرفته بود. ولي من مؤتقدم كه اصولن انسان بايد زن بگيرد تا آدم بشود، چون بابايمان هميشه مي گويد مشكلات انسان را آدم مي كند. در عزدواج تواهم خيلي مهم است يعني دو طرف بايد به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خيلي به هم مي خوريم از لهاز فكري هم دو طرف بايد به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فكر ندارد كه به من بخورد ولي مامانم مي گويد اين ساناز از تو بيشتر هاليش مي شود در عزدواج سن و سال اصلن مهم نيست چه بسيار آدم هاي بزرگي بوده اند كه كارشان به تلاغ كشيده شده و چه بسيار آدم هاي كوچكي كه نكشيده شده. مهم اشق است! اگر اشق باشد ديگر كسي از شوهرش سكه نمي خواهد و دايي مختار هم از زندان در مي آيد. من تا حالا كلي سكه جم كرده ام و مي خواهم همان اول قلكم را بشكنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم. مهريه وشير بلال هيچ كس را خوشبخت نمي كند. همين خرج هاي ازافي باعث مي شود كه زندگي سخت بشود و سر خرج عروسي دايي مختار با پدر خانومش حرفش بشود. دايي مختار مي گفت پدر خانومش چتر باز بود. خوب شايد حقوق چتر بازي خيلي كم بوده كه نتوانسته خرج عروسي را بدهد. البته من و ساناز تفافق كرده ايم كه بجاي شام عروسي چيپس و خلالي نمكي بدهيم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتي مي خوري خش خش هم مي كند! اگر آدم زن خانه دار بگيرد خيلي بهتر است و گرنه آدم مجبور مي شود خودش خانه بگيرد. زن دايي مختار هم خانه دار نبود و دايي مختار مجبور شد يك زير زميني بگيرد. مي گفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پايين! اما خانوم دايي مختار هم مي خواست برود بالا! حتمن از زير زميني مي ترسيد . ساناز هم از زير زميني مي ترسد براي همين هم برايش توي باغچه يك خانه درختي درست كردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شكست. از آن موقه خاله با من قهر است. قهر بهتر از دعواست. آدم وقتي قهر مي كند بعد آشتي مي كند ولي اگر دعوا كند بعد كتك كاري مي كند بعد خانومش مي رود دادگاه شكايت مي كند بعد مي آيند دايي مختار را مي برند زندان! البته زندان آدم را مرد مي كند. عزدواج هم آدم را مرد مي كند، اما آدم با عزدواج مرد بشود خيلي بهتر است! اين بود انشاي من امید فتوحی نژاد</STRONG></FONT></P>]]></description>
<guid isPermaLink="false">82@http://www.ahanshahr.com</guid>
<dc:subject>تست</dc:subject>
<dc:date>17-5-1389</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط admin</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>تبريك</title>
<link>http://www.ahanshahr.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=81</link>
<description><![CDATA[<b style=""><font style="" face="times new roman,times,serif" size="3"><span style="" lang="FA">۱</span></font></b><b style=""><font style="" face="times new roman,times,serif" size="3"><span style="" lang="FA">-
 با خبر شديم خانواده بزرگ آهن شهر همزمان با روزهاي مبارك ماه شعبان شاهد 
دو جشن عروسي بوده يكي در شمال غرب و ديگري در مركز ايران . خانم آنيا 
ميابي نژاد كه از كاربران فعال و همكاران پرتلاش وبلاگ هستند به ميمنت و 
مباركي به خانه بخت رفتند و از سويي ديگر خانواده هاي نقيب زاده و 
پورعابديني هم جشن ازدواج آقا مرتضي نقيب زاده را پيش رو داشتند . از طرف 
نويسندگان وبلاگ و به نمايندگي از شما به اين خانواده هاي محترم تبريك و 
شادباش عرض مي نماييم و براي اين عزيزان آرزوي خوشبختي داريم . اميدواريم 
شما هم خبرهاي خوش و اميدبخشتان را جهت آگاهي ديگران براي ما ارسال نماييد .</span></font></b>
<p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;"><span style="" lang="FA"><span style="" lang="FA">۲- <font style="" face="times new roman, times, serif" size="3"><b style="">به اطلاع تمامي دوستان و خانواده هاي آهنشهري ميرساند مدرسه راهنمايي انديشه به مديريت آقاي اكبر حليمي واقع دركرج<span style="">&#160;- </span>45
 متري عظيميه - پشت بانك ملي با كادري مجرب و مجهز به سايت رايانه اي و 
لابراتوار آموزش زبان انگليسي و عربي افتتاح گرديد اين موفقيت را به ايشان و
 ديگر دست اندركاران تبريك ميگوئيم .</b></font></span></span></p>]]></description>
<guid isPermaLink="false">81@http://www.ahanshahr.com</guid>
<dc:subject>تست</dc:subject>
<dc:date>11-5-1389</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط admin</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>تسليت</title>
<link>http://www.ahanshahr.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=80</link>
<description><![CDATA[<P style="TEXT-ALIGN: justify"><B><FONT size=3 face="times &#13;&#10;new roman,times,serif"><SPAN dir=rtl lang=FA ;="" sans-serif="" ,="" arial=""></SPAN></FONT></B>&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160; &#160;<IMG border=0 align=top src="pic/ioskjdhd4rnzt6viuk1r.gif"></P>
<P style="TEXT-ALIGN: justify"><B><FONT size=3 face="times &#13;&#10;new roman,times,serif"><SPAN dir=rtl lang=FA ;="" sans-serif="" ,="" arial="">با قلبي آكنده از اندوه ، ناباورانه درگذشت خانم سلحشور معلم مهربان و دلسوز سالهاي دور آهن شهر را به اطلاع مي رساند. اين ضايعه بزرگ را به خانواده محترم ايشان و خانواده بزرگ آهن شهريان تسليت عرض مي نماييم . </SPAN></FONT></B></P>
<DIV style="TEXT-ALIGN: justify"></DIV>
<P style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN dir=rtl lang=FA ;="" sans-serif="" ,="" arial=""><B><FONT size=3 face="times new roman,times,serif">در حاليكه هنوز با فقدان آقاي كريمي معلم محبوب دوره راهنمايي نتوانسته ايم كنار بياييم ، جاي خالي معلم عزيز ديگري را در ميان بهت و حيرت به نظاره نشسته ايم.معلمي كه به مهرباني و خوشخويي شهره بود و برغم مدت زمان كم دوره تدريسش در آهن شهر جايگاه خاصي ميان اهالي و شاگردانش پيدا كرده بود. در كلاس درس بسيار پر انرژي بود و توانمند و در بيرون از مدرسه الگويي بود بي بديل از يك بانوي اجتماعي و با متانت.او پس از خروج از آهن شهر در موطنش اصفهان زندگي مي كرد و متاسفانه در سالهاي اخير با بيماري سرطان در نبرد بود و بواسطه روحيه و ايمان فوق العاده اي كه داشت متقاعد شده بوديم كه او پيروز خواهد شد</FONT></B></SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN dir=rtl lang=FA ;="" sans-serif="" ,="" arial=""><B><FONT size=3 face="times new &#13;&#10;roman,times,serif">اما ... چه تلخ است نوشتن اين جملات و دشوارتر انعكاس آن در سايت . روحش شاد و قرين رحمت الهي </FONT></B></SPAN></P>]]></description>
<guid isPermaLink="false">80@http://www.ahanshahr.com</guid>
<dc:subject>تست</dc:subject>
<dc:date>24-4-1389</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط admin</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>پیشنهاد</title>
<link>http://www.ahanshahr.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=79</link>
<description><![CDATA[<P align=justify><FONT size=3 face="times new roman, times, serif"><STRONG>دوستان وهمراهان مهربان<BR>برای اینکه حالات روحی و روانی مطالب چند وقت اخیر که متاسفانه بیشتر یاد آوری غمها بوده که درجای خود قابل تقدیر میباشد را تغییر بدهیم و مطالب سایت را از یکنواخت بودن خارج نماییم پیشنهاد مینمایم بیاییم تا پایان تیر ماه خاطرات شیرین دوران مقطع ابتدایی خود را در موضوعات مختلف مدرسه / معلمان بزرگوار/ همکلاسیها / . . . . را بیان نماییم . <BR>و در یک پرسه زمانی دیگر خاطرات راهنمایی و دبیرستان را مرور نماییم<BR>بیایید باهم سفری شیرین به گذشتهای دور نماییم و یکبار دیگر همدیگر را در لحظات شیرینمان مشارکت دهیم .<BR>فقط خاطرات شیرین / بیایید شادی و تبسمهای گذشته دورمان را باهم مرور نماییم</STRONG></FONT></P>
<P><FONT color=#990000 face="times new roman, times, serif"><STRONG>عباس اولیایی</STRONG></FONT></P>]]></description>
<guid isPermaLink="false">79@http://www.ahanshahr.com</guid>
<dc:subject>تست</dc:subject>
<dc:date>15-4-1389</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط admin</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>روز پدر</title>
<link>http://www.ahanshahr.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=78</link>
<description><![CDATA[<P style="TEXT-ALIGN: justify"><STRONG><FONT size=3 face="times new roman,times,serif"><IMG border=0 align=top src="pic/f6wetyx9kl6gfcez6d.jpg"></FONT></STRONG></P>
<P style="TEXT-ALIGN: justify"><STRONG><FONT size=3 face="times new roman,times,serif">ميلاد پر خير و بركت نخستين ستاره آسمان تابناك امامت و روز پدر را به همه و بخصوص به پدران پرتلاش شاغل يا بازنشسته سنگ آهن تبريك عرض مي نماييم. همچنين در اين روز پرشكوه ياد و خاطره پدران عزيزي كه اينك در ميانمان نيستند و جاي خاليشان هر لحظه محسوس است گرامي مي داريم . اميدواريم در اين روز فرخنده دوستان براي ارج نهادن به آن بزرگ مردان نسبت به ارسال عكس و بيوگرافي براي تحقق <SPAN style="COLOR: #990000">سررسيد ماندگار سال 1390</SPAN> اقدام نمايند . </FONT></STRONG></P>
<P>&#160;</P>
<P>&#160;</P>]]></description>
<guid isPermaLink="false">78@http://www.ahanshahr.com</guid>
<dc:subject>تست</dc:subject>
<dc:date>15-4-1389</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط admin</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>خبر</title>
<link>http://www.ahanshahr.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=77</link>
<description><![CDATA[<p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font style="" face="times new roman,times,serif" size="3"><b style=""><span style="" lang="FA">تعداد بازديد از
وبلاگ از مرز <span style="color: #990000;">22000</span>&#160; گذشته 
است.</span></b></font></p>

<p dir="rtl" style="text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font style="" face="times new 
roman,times,serif" size="3"><b style=""><span style="font-size: 12pt;" lang="FA">براي شركت در طرح سررسيد سال 90&#160; <span style="color: #3300FF;">فقط 11</span> نفر برامون
عكس فرستاده اند.بار ديگر متذكر ميشويم ما بايد قبل از ماه
مهر اطلاعات وعكسها رو داشته باشيم وگرنه هم وقت كم داريم هم هزينه اش 
بيشتر ميشود
پس لطف كنيد يه عكس و يه بيوگرافي مختصر از پدر گرانقدرتون برا در اسرع وقت
 برامون
بفرستيد و به دوستان و آشناياني كه به اينترنت دسترسي ندارند اطلاع رساني 
كنيد و
يك جمله تكراري براي پايان اين خبر &#160;" <span style="color: #FF3300;">اين
فرصت شايد قابل تكرار نباشد</span> "</span></b></font></p><p style="text-align: justify;"><b style=""><font style="" face="times new 
roman,times,serif" size="3">سايت سنگ آهن مركزي بافق بعد از مدتها با حال و
هوا و قالبي جديد بروز شده كه توصيه مي كنيم حتما يه سري به اين سايت بزنيد
 </font></b></p><p style="text-align: center; color: #990000;"><b style=""><font style="" face="times new roman,times,serif" size="3">www.icioc.com</font></b></p><p style="text-align: justify;">





 
<b style=""><font style="" face="times new roman,times,serif" size="3">بخش
 امور بازنشستگان سنگ آهن در يك حركت خوب و
اميدواركننده سايت اينترنتي خود را&#160; راه
اندازي كرده كه ضمن تشكر و قدرداني از زحمات جناب آقاي آقايي مدير محترم 
اين بخش
از شما دعوت مي كنيم از اين سايت هم ديدن فرماييد .&#160; </font></b></p><p style="text-align: center; color: #990000;"><b style=""><font style="" face="times new roman,times,serif" size="3">www.sandoghfolad.com</font></b></p><p style="text-align: justify;"><font style="" face="times new 
roman,times,serif"><b style=""><font style="" size="3"> 








اما سورپرايز بخش خبري رو به معرفي وبسايت دبير
خوش ذوق و هنرمندمان جناب آقاي ملك زاده اختصاص داده ايم . اگه از كار 
روزانه تون
خسته شده ايد و اگه به كارهاي هنري مشبك كاري ، معرق ، عكاسي و طراحي 
علاقمند
هستيد توصيه مي كنيم حتما به سايت اين دبير گرانقدر مراجعه كنيد و با نمونه
 كارهاي
زيباي ايشون آشنا بشيد و دقايقي آرامش بخش توام با لذت بصري را تجربه كنيد .
 براي
اين دبير پرافتخار آرزوي تندرستي و سرافرازي داريم .&#160; </font></b></font></p><p style="text-align: center; color: #990000;"><font style="" face="times new roman,times,serif"><b style=""><font style="" size="3">www.zia-malekzade.mihanblog.com
 </font></b></font></p><p style=""><b style=""><font style="" face="times new roman,times,serif" size="3">منتظر كسب اخبار جديد از شما 
هستيم. &#160;&#160;&#160; </font></b></p>]]></description>
<guid isPermaLink="false">77@http://www.ahanshahr.com</guid>
<dc:subject>تست</dc:subject>
<dc:date>29-3-1389</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط admin</dc:creator>
<language>ar</language></item>

</channel>
</rss>
