﻿<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" 
  xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
  xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
  xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/"
  xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" >

<channel>
<title>آهن شهر</title>
<link>http://www.ahanshahr.com</link>
<description>بياد آن سالهاي خوب</description>
<dc:language>en-us</dc:language>
<dc:creator>admin@ahanshahr.com</dc:creator>
<dc:date>18-11-1390</dc:date>

<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
<sy:updateBase>18-11-1390</sy:updateBase>

<item>
<title>بیاد شهید منصور بنی اسدیان</title>
<link>http://www.ahanshahr.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=182</link>
<description><![CDATA[<div style="text-align: justify;"><img style="width: 474px; height: 324px;" src="../../../pic/mfh.jpg" alt><br />
<strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>اين عكس مربوط به سال 1358 است زماني كه كلاس اول راهنمايي بوديم وهنوز مدرسه راهنمايي تاسيس نشده بود. آن زمان يك ساختمان كه بعدا كتابخانه آهن شهرشد مدرسه ما بود .<br />
از چپ ايستاده 1- خودم 2- بهزاد غلامي 3- ناصر ناصري نشسته ازچپ 4- مهدي افشاري&nbsp; 5-حسن تقوي نكته قابل توجه اين عكس نفر ششم ميباشد كه اين عكس ، يادگاري از اوست و خود نيز عكاس اين عكس است . او از دريچه ديگري به ما و اين دنيا مينگريست و صد افسوس كه بين ما نيست و صد احسن به او كه راه بهتري را براي آينده خود انتخاب كرد. شهيد منصور بني اسديان از هم كلاسيهاي&nbsp; صميمي ما بود وما تنها دو الي سه سال در روي نيمكتهاي مدرسه او را ديديم و خيلي زود از كنار ما رفت. &nbsp;يك روز براي گردش علمي به همراه معلم علوم آقاي بهشتي و معلم رياضي آقاي كريمي و معلم حرفه و فن آقاي يغمايي همه همكلاسيها به صف شديم و به سوي پارك آهنشهر رفتيم. منصور پشت سر من بود مقصد گلخانه آهنشهر بود براي كلاس عملي علوم. از كنار درياچه زيبا گذشتيم و از زير سايه نخلهاي سر به فلك كشيده و اكاليپتوسهاي هميشه سبز گذشتيم وهرچه به مركز پارك نزديكتر ميشديم منصور بيشتر بالا و پايين ميپريد و خوشحالي مي نمود و ميگفت داريم ميريم پيش پدرم او باغبان گلخانه آهنشهر است. وقتي دريك صف منظم از كنارگلهاي پيچك و از زير داربستهاي منظم درختان انگور گذشتيم و وارد گلخانه شديم منصور ناگهان از صف جدا شد و بسرعت به پيش پدرش شتافت و هر دو خنده كنان به استقبال بچه هاي مدرسه آمدند و منصور يكي يكي و با خوشحالي و شور و شعف ما را به پدر خود معرفي مي نمود.هوا بهاري بود و بوي گلهاي رز و محمدي در رنگهاي قرمز و زرد و سفيد همه جا را عطرآگين كرده بود گلهاي نسترن بدور درختان نخل پيچيده بودند و چشم نوازي ميكردند و سايه شان بر سرما سايه افكنده بود.آقاي بني اسديان شروع به آموزش عملي نمود انواع گلها را به ما معرفي كرد روشهاي پيوند زدن گلها ، روش هرس كردن ، روش تكثير از طريق قلمه زدن و... دستهايش پينه بسته بود معلوم بود كه رنج بسيار براي زيبايي و طراوت اين باغ و بستان كشيده است با چاي گرم هيزمي از ما پذيرايي نمود بعد از چند ساعت به صف شديم كه به مدرسه برگرديم پدر شهيد شروع كرد به چيدن گل و به هريك از ما يك شاخه گل هديه داد. با اينكه معلمان به او ميگفتند كه نياز به هديه دادن گل نيست و گل روي شاخه گل زيباست ولي او ميگفت كه من گلهايي كه طول عمرشان در حال اتمام است را ميچينم . راستي هيچ آهنشهريي پيدا نمي شود كه از دست اين پدر گل نگرفته باشد او آنقدر سخاوتمند بود كه به همه يك شاخه گل هديه داده است حتي او (بخدا) نيز زيباترين گلش را هديه داده است. بعد از شهادت منصور وقتي به گلخانه ميرفتم و با پدر شهيد دور بساط چاي هيزمي مينشستيم سكوت خاصي بين ما حاكم ميشد و در ژرفاي نگاه پدر شهيد هزاران حرف ناگفته را ميديدم كه به زبان نمي آورد. ياد و خاطرات شهداي آهنشهر بخصوص شهيد منصور بني اسديان هميشه گرامي باد.<br />
<font size="2" style="color: rgb(153, 0, 0);">مجید فهیمیان</font></font></strong></div>]]></description>
<guid isPermaLink="false">182@http://www.ahanshahr.com</guid>
<dc:subject>تست</dc:subject>
<dc:date>16-11-1390</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط admin</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>چند خبر</title>
<link>http://www.ahanshahr.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=181</link>
<description><![CDATA[<p dir="rtl" class=" " style><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>-  همانگونه که در بخش نظرات مشاهده فرمودید دوست گرانقدرمان جناب آقای آقایی  آمادگی موسسه فرهنگی ورزشی سنگ آهن را برای برگزاری مسابقه ورزشی با نام  شادروان محبوب تقوی اعلام کردند . </font></strong></p>
<p dir="rtl" class=" " style><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>-  با خبر شدیم آقای احمد معینی از پرسنل قدیمی سنگ آهن دارفانی را وداع گفته  اند که به خانواده محترمشان تسلیت عرض می نماییم و بنا به اطلاعات دریافتی  مراسم خاکسپاری ایشان در بافق انجام شده است و مجالس ختم ایشان نیز در  شهرستان بافق خواهد بود. </font></strong></p>
<p dir="rtl" class=" " style><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>- تعداد بازديد از وبلاگ آهن شهر از مرز 50000 گذشت كه نشان مي دهد از آغاز فعالیت بطور متوسط روزي 35 بازديد داشته ايم كه آمار بسيار اميدبخش و ارزنده اي است .</font></strong></p>
<strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>  </font></strong>
<p dir="rtl" class=" " style><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>- دوستاني كه براي گاهنامه بهار 91 مطلب ارسال كرده اند : رضا جعفرزاده ، خانم رستگار ، كيومرث سحرخيز&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</font></strong></p>
<strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>  </font></strong>
<p dir="rtl" class=" " style><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>- دوستاني كه براي نمايشگاه برايمان عكس ارسال كرده اند : آقايان مازيار زاهدي ، علي تقوي ، جعفر دولتي&nbsp; ...&nbsp;</font></strong></p>
<strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>  </font></strong>
<p dir="rtl" class=" " style><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>- افرادي كه براي مسابقه خاطره نويسي برايمان مطلب ارسال كرده اند : اميد فتوحي ن&zwj;ژاد</font></strong> </p>
<p dir="rtl" class=" " style="text-align: center;"><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>دوستان گرانقدر فرصت زيادي نداريم لطفا مطلب ، عکس ، خاطره و . . .&nbsp; را هرچه سریعتر بفرستید </font></strong></p>]]></description>
<guid isPermaLink="false">181@http://www.ahanshahr.com</guid>
<dc:subject>تست</dc:subject>
<dc:date>5-11-1390</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط admin</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>بیاد محبوب تقوی</title>
<link>http://www.ahanshahr.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=180</link>
<description><![CDATA[<div style="text-align: justify;"><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>و خورشید روز 25 دی سال 1384 ابرهای تیره را امر فرمود تا بین او و خورشید پرده  ضخیم و غمباری را بکشند تا غروب غم انگیز مردی را نبیند که غروبش باور  کردنی نیست</font></strong><br />
<strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>همه آن جمعیت عظیم با چشمانی  پر از اشک تو را به سفر آخرت  بدرقه نمودند ولی غروبت را باور نکردند همان گونه که خورشید باور نکرد . و چه  سخت گذشت هنگامی که دلی بی تابی و بی قراری برای ترکیدن  میکند ولی  نمیتواند بترکد .</font></strong><br />
<strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>هر چند خیلی مقاومت نمودیم که دلمان نترکد ولی چه سخت  ولی عاشقانه ترکید ولی باز غروبت را باور نکردیم حتی بعد از شش سال   آخه  مردان نیک هر گز غروب نمیکند و از تو نیک تر کیست؟</font></strong></div>
<p style="text-align: justify;"><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>25 دی سالگردسفر بی  بازگشت محبوب عزیز ، عزیزی که گذشت زمان از محبوب و عزیز بودن او هرگز  نمیتواند بکاهد برخانواده و دوستان او تسلیت باد.َ</font></strong></p>
<p style="text-align: justify;"><font size="2" style="color: rgb(153, 0, 0);"><strong><font face="times new roman,times,serif" style>عباس اولیایی</font></strong></font></p>]]></description>
<guid isPermaLink="false">180@http://www.ahanshahr.com</guid>
<dc:subject>تست</dc:subject>
<dc:date>25-10-1390</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط admin</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>تسلیت</title>
<link>http://www.ahanshahr.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=179</link>
<description><![CDATA[<strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>با  کمال تاسف دقایقی پیش با خبر شدیم که آقای عزیز ثابتی دایی آقایان اشرفی و  نقیب زاده دارفانی را وداع گفته اند . ضمن تسلیت به خانواده های محترم  اشرفی و نقیب زاده از درگاه پروردگار یکتا برای آن مرحوم مغفرت الهی و برای  بازماندگان صبر و بردباری مسالت می نماییم . اخبار تکمیلی به محض دریافت  از همین طریق اطلاع رسانی خواهد شد . </font></strong>]]></description>
<guid isPermaLink="false">179@http://www.ahanshahr.com</guid>
<dc:subject>تست</dc:subject>
<dc:date>22-10-1390</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط admin</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>ﺗﺴﻠﻴﺖ</title>
<link>http://www.ahanshahr.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=178</link>
<description><![CDATA[<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style><img style="width: 473px; height: 433px;" src="../../../pic/IMG_104.jpg" alt></font></strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>ﺩﺭ ﮔﺬﺭ ﺑﻲ ﺻﺪﺍﻱ ﺛﺎﻧﻴﻪ ﻫﺎﻱ ﺩﻧﻴﺎﻱ ﻓﺎﻧﻲ ، ﺟﺮﺱ ﻛﺎﺭﻭﺍﻥ ﺍﺯ ﻛﻮﭺ ﻣﺴﺎﻓﺮﻱ ﺧﺒﺮ ﻣﻲ ﺩﻫﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺳﻜﻮﺗﻲ ﻏﻤﻨﺎﻙ ، ﺁﻏﺎﺯﻱ ﺑﻲ پاﻳﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﻲ ﺳﺮﺍﻳﺪ.</font></strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style> ﺩﺭ ﻧﻬﺎﻳﺖ ﺗﺎﺳﻒ ﻭ ﺗﺎﺛﺮ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺩﺭﮔﺬﺷﺖ ﺑﺎﻧﻮﻱ روايتگر ﻗﺼﻪ ﻫﺎﻱ ﻗﺮﺁﻧﻲ ﺁﻫﻦ ﺷﻬﺮ، ﻫﻤﺴﺮ ﺯﻧﺪﻩ ﻳﺎﺩ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻫﻼﻝ پوﺭﻋﺎﺑﺪﻳﻨﻲ ﻭ ﻭﺍﻟﺪﻩ ﺁﻗﺎﻳﺎﻥ ﺑﻬﺮﻭﺯ ، ﻣﺤﻤﺪ ﻭ ﺑﻬﺰﺍﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻃﻼﻉ ﻣﻲ ﺭﺳﺎﻧﺪ. ﺿﻤﻦ ﻋﺮﺽ ﺗﺴﻠﻴﺖ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻣﺤﺘﺮﻡ پورﻋﺎﺑﺪﻳﻨﻲ ﻭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺁﻫﻦ ﺷﻬﺮﻳﺎﻥ ﻭ ﺁﺭﺯﻭﻱ ﻣﻐﻔﺮﺕ ﺍﻟﻬﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﺗﺎﺯﻩ ﺳﻔﺮ ﻛﺮﺩﻩ ، ﺑﻪ ﺁﮔﺎﻫﻲ ﻣﻲ ﺭﺳﺎﻧﺪ ﻣﺮﺍﺳﻢ ﺗﺸﻴﻴﻊ ﺟﻨﺎﺯﻩ ﺁﻥ ﻣﺮﺣﻮﻣﻪ ﺩﺭ ﺳﺎﻋﺖ 9 ﺻﺒﺢ ﺭﻭﺯ ﺷﻨﺒﻪ 17 ﺩﻱ ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ ﺯﻫﺮﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮔﺮﺩﻳﺪ. </font></strong></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>مجلس ترحیم : دوشنبه 19 دی از ساعت 16 الی 17:30 در حسینیه دریانیها واقع در خیابان ستارخان - خیابان پاتریس - پشت گذرنامه </font></strong></p>
<p dir="rtl" style="text-align: right;"><font size="3" face="times new roman,times,serif" style><strong>مراسم شب هفت : پنج شنبه 22 دی از ساعت 13 الی 14:30در حسینیه فوق الذکر </strong></font></p>
<hr>
<p dir="rtl" class=" " style="text-align: justify;"><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>سلام میخوام از شخصی بگم که شاید خیلی کم حتی کمتر از انگشتای دستم دیدمش ولی حسی که ازش تو دلمه الان غصه دارم کرده . سال ٨١ بود یادم نمیره هیچوقت . مامان بزرگم رو برده بودیم یزد پیش خودمون و خیلی بد بیمار بود که بعدا فهمیدیم تمام یک کلیه ش غده داره و جراحی شد و اون کلیه رو در آوردن . بگذریم&nbsp; . . . مامان بزرگ بخاطر بیماریش حرفای مایوس کننده میزد و ناراحت بود ، تبعا ما هم نگران بودیم هرکار میتونستیم براش انجام میدادیم . کمی هم مامان گوش به حرفمون نمیداد. یه روز سیمین خاله و مامانشون اومدن دیدن مامان بزرگم . مامان با اشاره گفته بود بهشون اونا حرف بزنن شاید گوش کنه و انقد ناراحتی نکنه . یادم نمیره اختر خاله که خدا رحمتشون کنه شروع کردن به حرف زدن . این نفسه که میادُ میره ... و شروع کردن به خوندن از حفظ &quot;هر نفسی که فرو می رود ممِدّ حیات است و چون بر می آید مفرِّح ذات ، پس در هر نفس دو نعمت موجود است و بر هر نعمت شکری واجب &quot; من همینجور مات گوش میدادم عاشق حرف زدنشون شده بودم و متعجب که چجور از حفظ میخونن . مامان بزرگم کلی تحت تاثیر قرار گرفت و از نظر روحی خیلی خوب شد . بعدها چندین مرتبه برخورد داشتم باهاشون ... انقدر زیبا صحبت میکرد اخترخاله که نمیخواستی از پای حرفشون پاشی .</font></strong></p>
<div style="text-align: justify;"><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>  </font></strong></div>
<p dir="rtl" class=" " style="text-align: justify;"><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>دلم برای حرفاشون تنگ میشه برای نصیحتای زیبا راهنماییها و قصه هایی که میگفت . دلم برای لحن شیرینش تنگ میشه</font></strong></p>
<div style="text-align: justify;"><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>  </font></strong></div>
<p dir="rtl" class=" " style="text-align: justify;"><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>میدونم درجه&nbsp; بالایی پیش خدا داره</font></strong></p>
<div style="text-align: justify;"><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>  </font></strong></div>
<p dir="rtl" class=" " style="text-align: justify;"><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>خداوند قرین آرامش و رحمتش کند</font></strong></p>
<div style="text-align: justify;"><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>  </font></strong></div>
<p dir="rtl" class=" " style="text-align: justify;"><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>همچنین صبری عظیم برای خانواده گرامی دختران و پسرانش از آرامشبخش جانها دارم</font></strong></p>
<p dir="rtl" class=" " style="text-align: justify; color: rgb(153, 0, 51);"><font size="3" face="times new roman,times,serif" style><strong><font size="2" style>بنفشه احمدی</font></strong></font></p>]]></description>
<guid isPermaLink="false">178@http://www.ahanshahr.com</guid>
<dc:subject>تست</dc:subject>
<dc:date>18-10-1390</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط admin</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>تسليت</title>
<link>http://www.ahanshahr.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=177</link>
<description><![CDATA[<strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>با  كمال تاسف دقايقي پيش با خبر شديم برادر آقاي محمد حسن پور دارفاني را  وداع گفته اند . ضمن تسليت به ايشان و ساير وابستگان ، از خداوند متعال  براي آن مرحوم آمرزش و براي بازماندگان و وابستگان صبر جزيل مسالت مي  نماييم . ضمنا به اطلاع مي رساند مجلس ختم آن مرحوم مغفور در روز جمعه مورخ  16 دي از ساعت 2:30 لغايت 4 در حسينيه واريانيها واقع در كرج - ميدان  توحيد - پشت مسجد امام سجاد برقرار خواهد بود . لطفا دوستان عزيز حوزه  تهران و كرج اطلاع رساني نمايند . </font></strong>]]></description>
<guid isPermaLink="false">177@http://www.ahanshahr.com</guid>
<dc:subject>تست</dc:subject>
<dc:date>15-10-1390</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط admin</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>فراخوان</title>
<link>http://www.ahanshahr.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=176</link>
<description><![CDATA[<p style="text-align: justify;" class=" " dir="rtl"><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>سایت اینترنتی آهن شهر در نظر دارد به منظور حفظ و نگهداری آثارهنری و فرهنگی مرتبط به سرزمینی که نقطه اشتراک خاطرات و پیوندهاست اولین مسابقۀ عکس و خاطره نویسی خود را با موضوعات ذیل برگزار نماید :</font></strong></p>
<div style="text-align: justify;"><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>  </font></strong></div>
<p style="color: rgb(153, 0, 0);" class=" " dir="rtl"><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>موضوعات :</font></strong></p>
<strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>  </font></strong>
<p style="color: rgb(153, 0, 0);" class=" " dir="rtl"><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>آهن شهر ( طبیعت ، شهرک، روزهای مدرسه ، ورزش، مراسم و مناسبتهای مختلف و...) </font></strong></p>
<strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>  </font></strong>
<p style="color: rgb(153, 0, 0); text-align: justify;" class=" " dir="rtl"><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>شرکت سنگ آهن مرکزی ( اکتشاف ، استخراج ، کارکنان ، تاسیسات ، روزهای تاریخی و...)</font></strong></p>
<div style="text-align: justify;"><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>  </font></strong></div>
<p style="color: rgb(153, 0, 0); text-align: justify;" class=" " dir="rtl"><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>همایشهای فرزندان آهن شهر</font></strong></p>
<strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>  </font></strong>
<p class=" " dir="rtl" style><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>شرایط شرکت در مسابقه: </font></strong></p>
<strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>  </font></strong>
<p class=" " dir="rtl" style><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>1- محدودیتی در تعداد عکس یا خاطرات ارسالی وجود ندارد .</font></strong></p>
<strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>  </font></strong>
<p class=" " dir="rtl" style><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>2- عکسها هم بصورت دیجیتال هم بصورت چاپی قابل پذیرش است . ( تصاویر اسکن شده با دقت حداقل 200 و با فرمت jpg &nbsp;- سایز عکسهای چاپی آزاد می باشد ) &nbsp;</font></strong></p>
<strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>  </font></strong>
<p class=" " dir="rtl" style><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>3- تاريخ و محل عکسبرداري برای هریک از عکسها در فایل یا فرمت کاغذی ضمیمه شود. </font></strong></p>
<strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>  </font></strong>
<p class=" " dir="rtl" style><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>4-&nbsp;خاطرات نیز هم بصورت الکترونیکی (فرمت word) هم بصورت نوشتاری قابل پذیرش است .</font></strong></p>
<strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>  </font></strong>
<p class=" " dir="rtl" style="text-align: justify;"><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>5- آثار الکترونیکی را به آدرس اینترنتی ahanpm@yahoo.com وآثارغیرالکترونیکی خود را به آدرس تهران : خیابان جمهوری &ndash; خیابان شیخ هادی &ndash; خانه فرهنگ شیخ هادی &ndash; دبیرخانه نمایشگاه آهن شهر ارسال نمایید . بر روی پاکت حتما عبارت &nbsp;&quot;جناب آقای صادقی &ndash; مربوط به مسابقه آهن شهر &quot; را ذکر نمایید. </font></strong></p>
<strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>  </font></strong>
<p class=" " dir="rtl" style><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>6- جوایز نفرات اول تا سوم پس از بررسی کارشناسان و داوران اهدا خواهد شد. </font></strong></p>
<strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>  </font></strong>
<p class=" " dir="rtl" style="text-align: justify;"><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>7- برگزارکننده حق استفاده از آثار منتخب را برای استفاده در گاهنامه و سایت آهن شهر با ذکر نام صاحب اثر برای خود محفوظ می&zwnj;دارد. </font></strong></p>
<strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>  </font></strong>
<p class=" " dir="rtl" style><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>8- ارسال اثر به دبیرخانۀ مسابقه به منزلۀ قبول شرایط و مقررات فوق است. </font></strong></p>
<strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>  </font></strong>
<p class=" " dir="rtl" style><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>آخرین مهلت ارسال آثار : 18 بهمن </font></strong></p>
<strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>  </font></strong>
<p class=" " dir="rtl" style><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>اعلام پذيرفته شدگان : 20 بهمن </font></strong></p>
<strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>  </font></strong>
<p class=" " dir="rtl" style><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>شروع نمايشگاه واهداء جوايز : 27 بهمن </font></strong></p>]]></description>
<guid isPermaLink="false">176@http://www.ahanshahr.com</guid>
<dc:subject>تست</dc:subject>
<dc:date>13-10-1390</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط admin</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>چند خبر</title>
<link>http://www.ahanshahr.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=175</link>
<description><![CDATA[<p dir="rtl" class=" " style="text-align: justify;"><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>- با خبر شدیم مادر آقای محمد پورعابدینی در بیمارستان بستری هستند لذا از کلیه دوستان گرانقدر خواهشمندیم برای بهبودی این بانوی گرانقدر دعا را فراموش نکنند .</font></strong></p>
<div style="text-align: justify;"><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>  </font></strong></div>
<p dir="rtl" class=" " style="text-align: justify;"><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>- با خبر شدیم که آقای محمد صراف که در رشته مهندسی مکانیک دانشگاه آزاد مجلسی اصفهان مشغول به تحصیل بودند با رتبه ممتاز فارغ التحصیل شده اند که صمیمانه به ایشون و خانواده محترمشون تبریک عرض می نماییم . &nbsp;</font></strong></p>
<div style="text-align: justify;"><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>  </font></strong></div>
<p dir="rtl" class=" " style="text-align: justify;"><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>-  در مورد گاهنامه : اولا از دوستانی که محبت کرده بودند و در نظرسنجیمون شرکت کرده بودند صمیمانه تشکر می نماییم و لازم می دانیم به  اطلاع برسانیم که هدف از نظرسنجی شناسایی علایق عمومی و حرکت به سمت بهبود کمیت و  کیفیت گاهنامه و همچنین ایجاد تحرک و پویایی در سایت و مخاطبینمون است .  پس ممنون میشیم در این مهم ما را یاری نمایید . برای دوستانی که گاهنامه فرستادیم و نظر ندادن هم دیگه  نمی فرستیم . ثانیا آماده دریافت مطالب شما برای شماره آینده ( ویژه نامه بهار  91) هستیم مطالب خود را حداکثر تا پایان بهمن ماه برایمان ارسال نمایید . </font></strong></p>]]></description>
<guid isPermaLink="false">175@http://www.ahanshahr.com</guid>
<dc:subject>تست</dc:subject>
<dc:date>7-10-1390</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط admin</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>یلدا</title>
<link>http://www.ahanshahr.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=174</link>
<description><![CDATA[<img src="../../../pic/Pic178.jpg" style="width: 473px; height: 318px;" alt>
<p style="text-align: justify;"><font size="3" face="times new roman,times,serif" style><strong>در  اولین روز زمستان به بهانه شب یلدا و به ابتکار آقای صادقی نشست کوچکی به  میزبانی ایشان برگزار شد و جای همگی خالی ساعات بسیار خوب و خوشی رقم خورد و  در این جلسه تصمیمات بسیار خوبی برای برنامه های آتی گرفته شد که به محض  تدوین و زمانبندی اعلام خواهد شد . </strong></font></p>
<p style="text-align: center;"><font size="3" face="times new roman,times,serif" style="color: rgb(153, 0, 0);"><strong>عمرتان به بلندای هزاران شب یلدا </strong></font></p>]]></description>
<guid isPermaLink="false">174@http://www.ahanshahr.com</guid>
<dc:subject>تست</dc:subject>
<dc:date>3-10-1390</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط admin</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>بياد علي حاتمي</title>
<link>http://www.ahanshahr.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=173</link>
<description><![CDATA[<p style="text-align: justify;">  <strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>علي حاتمي را كمتر كسي است كه نشناسد كارگردان صاحب سبكي كه استاد بي رقيب ديالوگ&nbsp;  نويسي در سينماي ايران است . وقتي فيلم حسن كچل را سينماي كمپ چغارت نمايش می داد خيلي  كوچك بودم ولي يادمه جملاتي مثل : كدو كدو كله كدو و نون و پنیر آوردیم دخترتونو بردیم،  نون و پنیر ارزونیتون دختر نمی دیم بهتون....! ورد زبون بروبچه ها شده بود. يادش بخير.  به بهانه سالگرد خاموشي اين كارگردان بزرگ ( 15 آذر) 2 ديالوگ از2 فيلم استاد راانتخاب&nbsp;  كرده ام كه اميدوارم شما نيز لذت ببريد وگوشه اي از توانايي هاي وي را در نوشتن بياد آوريد :</font></strong></p>
<p dir="rtl" style><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>از فيلم سوته دلان : </font></strong></p>
<p dir="rtl" style="text-align: justify;"><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>مجيد (بهروز وثوقي) در اتاقش با خودش حرف ميزند : هه هه هه پنزر خنزره ، توپ داغونم نمي كنه ، چش شيطون كر توپ توپم ، اين مال و منال مفتي ، همچي هلو برو تو گلو گير نيومده ، حاصل يه عمر جوب گرديه ، آقامون ظروفچي بود خودمون شديم جوبچي ،آقا مجيـد ظروفچي جوبچي، هه هه هه ميخ زنگ زده ، زنجير زنگ زده ، تـارزان زنگ زده ساعت زنگ زده . حواستو ضرب كن ، جمع كن ، ساعت زنگ زده ديگه زنگ نمي زنه ، چون زنگاشو زده ، داداش حبيب (اشاره به عكس جمشد مشايخي) ، ما داداشيم ، از يه خميريم ، اما تنورمون عليحـده ست، تنور شما عقدي بود مال ما تيغه اي صيغه اي ، كله شماها شد عين نون تافتون گرد و تلمبـه قلمبه، كله ما شد عين نون سنگك. خوب شد كه بربري نشديم...آقا مجيد. تافتونيا، اون طرفيا، اون وريا ، همونايي كه بعد چله آقات تو رو انداختن تو اين اتاق يه دري ، همه اين ثروتو ضبط مي كنن . مجيد به طرف در مي رود و با دست اتاق برادران&nbsp; را نشان مي دهد . داداش حبيبم يه نفره تو اونا، غربتيا يه لشگرن . جخ سر داداش حبيبم مثل سر اونا تافتونيه ، نه سنگكيه با اونا تنيه، با من ناتنيه، با اونا تنيه با من ناتنيه، تن تن تنيه نا تن تنيه، تن تن تني ، نا تن تني ، ناتن تني ... دنگ ... ؟ آقا مجيد، اگرغربتيا بر گشتن گفتن جوبچي لجن جمع كنه، بگو : دامادتون كه دواتچيه، ليقه دوات جمع ميكنه. به هر چي نه بدتر آدم دروغگووووو دشمن خداست اي واي كه چقدر دشمن داري خدا ، دوستاتم كه مائيم ، يه مشت عاجز عليل ناقص عقل ، كه در حقشون دشمني كردي . مجید ظروفچی این را که میگوید دست خود را چندین بار گاز میگیرد ! </font></strong></p>
<p dir="rtl" style="color: rgb(153, 0, 0);"><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>از فيلم مادر :</font></strong></p>
<div style="text-align: justify;"><strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style>مادر(رقيه چهره آزاد) كه مرگ را به خود نزديك ديـده ، فرزندانش را در خانه پدري گرد هم آورده و تدارك روز عزا  مي بيند مادر: مادر سر شام گريه نكنين، غذا رو به مردم زهر نكنين. سماور بزرگ و استكان نعلبكي هم به قدركفايت داريم&nbsp;  راه نيفتين دوره در و همسايه پي ظرف و ظروف. آبرو داري كنين بچه ها ، نه با اسراف. سفره از صفاي ميزبان خرم ميشه&nbsp;  نه از مرصع پلو . حرمت زنيت مادرتون رو حفظ كنين . محمد ابراهيم ، گوشت قيمه را خيلي ريز نكن مادر، اونوقت ميگن  خورشتشون فقط لپه داره و پياز داغ . محمد ابراهيم ( محمدعلي كشاورز) : لغز بخونن طعنه رو پهنه مي كنم مي كوبم تو  ملاجشون. دكي اينو . مادر : مادر مي مونه يه حلوا ، هديه صاحبان عزا به اهل قبور. اين تنها شيريني ضيافت مرگه ، عطر  و طعمش دعاست . روغن خوبم تو خونه داريم، زعفرونم هست، اما چربي و شيريني ملاك نيست ، اين حرمتيه كه زنده ها&nbsp;  به مرده هاشون ميذارن . اجرشم نزول صلوات و حمد و قل هوالله ست . فقط دلواپس آردم . خاطر جمع نيستم مي ترسم&nbsp;  مونده باشه . محمد ابراهيم : آرد هشترخان مي خرم برات ، فرد اعلا ، حلوا مي پزم ، تره حلوا.</font></strong></div>
<strong><font size="3" face="times new roman,times,serif" style> </font></strong>
<p style="text-align: justify;">   <font size="2" face="times new roman,times,serif" style><strong>بـشير</strong></font></p>]]></description>
<guid isPermaLink="false">173@http://www.ahanshahr.com</guid>
<dc:subject>تست</dc:subject>
<dc:date>27-9-1390</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط admin</dc:creator>
<language>ar</language></item>

</channel>
</rss>

