کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 16 شهريور ماه ، 1389
 
منوی اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
دیگر بخشها
بخش کاربری
مطالب سایت
بخش خبری
امکانات سایت

پیغام کوتاه

فقط کاربران عضو سايت ميتوانند پيغام کوتاه ارسال نمايند لطفا وارد سيستم شويد يا اينکه عضو شويد.

آخرین ارسالها
کل موضوعات 89
کل ارسال ها 133
کل بازديد ها 1331
کل پاسخ ها 44
کل اعضا 104
آخرين 20 ارسال انجمن

چنددعای خواندنی و جالب از زبان
ارسال شده توسط hamidansari در مورخه : پنجشنبه، 26 شهريور ماه ، 1388

زرتشت
ارسال شده توسط 148 در مورخه : يكشنبه، 20 ارديبهشت ماه ، 1388

Genpets موجودی ساخته دست بشر!
ارسال شده توسط smk در مورخه : سه شنبه، 20 اسفند ماه ، 1387

سیدعلی میری درگذشت
ارسال شده توسط 148 در مورخه : پنجشنبه، 15 اسفند ماه ، 1387

هوچکین
ارسال شده توسط 148 در مورخه : شنبه، 10 اسفند ماه ، 1387

ضرب المثل هائی درباره دوست
ارسال شده توسط 148 در مورخه : چهارشنبه، 30 بهمن ماه ، 1387

بزرگترین حفره های کره زمین
ارسال شده توسط saeed در مورخه : دوشنبه، 21 بهمن ماه ، 1387

شبی از آن رابی
ارسال شده توسط hamidansari در مورخه : شنبه، 19 بهمن ماه ، 1387

آیا میدانستید؟
ارسال شده توسط hamidansari در مورخه : چهارشنبه، 9 بهمن ماه ، 1387

كساني كه خود را جراحي كردند
ارسال شده توسط hamidansari در مورخه : يكشنبه، 22 دي ماه ، 1387

سري كامل كدهاي مخفي Nokia
ارسال شده توسط mhdie در مورخه : يكشنبه، 15 دي ماه ، 1387

همه چهار زن دارند
ارسال شده توسط saeed در مورخه : دوشنبه، 9 دي ماه ، 1387

حكايت نامه
ارسال شده توسط hamidansari در مورخه : سه شنبه، 3 دي ماه ، 1387

این مردان سرشناس قبلا چه شغلی
ارسال شده توسط hamidansari در مورخه : چهارشنبه، 13 آذر ماه ، 1387

من كم كم داره يادم مي ره
ارسال شده توسط 148 در مورخه : چهارشنبه، 13 آذر ماه ، 1387

قانون جذب
ارسال شده توسط farzad در مورخه : سه شنبه، 12 آذر ماه ، 1387

شغل دوم ستارگان فوتبال!
ارسال شده توسط hamidansari در مورخه : دوشنبه، 11 آذر ماه ، 1387

خدا را شكر كنيم
ارسال شده توسط 148 در مورخه : شنبه، 9 آذر ماه ، 1387

عشق ميان پرندگان
ارسال شده توسط 148 در مورخه : شنبه، 9 آذر ماه ، 1387

احمقانه ترين سئوالات كامپيوتري
ارسال شده توسط hamidansari در مورخه : شنبه، 2 آذر ماه ، 1387

تالار گفتمان جستجو

آرشيو خبرها
Monday, August 02
تبريك
Thursday, July 15
تسليت
Tuesday, July 06
پیشنهاد
روز پدر
Saturday, June 19
خبر
Wednesday, June 16
خبر
Saturday, June 12
حقه هاي عجيبي که ميتونید به بدنتون بزنید!!!
Thursday, June 03
روز زن
Wednesday, May 26
خبر فوری
مصاحبه
Tuesday, May 18
به یاد پدر
Tuesday, May 11
سوال ورزشی
Saturday, May 01
روز معلم و سالگرد وبلاگ
Wednesday, April 21
مصاحبه 6
Saturday, April 10
فراخوان
Sunday, April 04
سال نو مبارک
Wednesday, March 10
شعر
Monday, March 01
مصاحبه 5
Sunday, February 21
ويژه نوروز
Wednesday, February 10
تسليت

مطالب قدیمی تر

ماه رمضان در آهن شهر


عکس فوق یکی از معدود عکسهایی است که از ماه رمضان در آرشیو عکسمان داشتیم . همانگونه که ملاحظه می فرمایید عده کثیری از دوستان در این عکس حضور دارند . بسیار ممنون خواهیم شد چنانچه شما هم عکسی از مناسبتهای فرهنگی ورزشی یا مذهبی داشته باشید برایمان ارسال نمایید .

یاد شبهای قدر و مسجد آهن شهر بخیر

0 امتياز سه شنبه، 9 شهريور ماه ، 1389 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 4 بار بازديد شده

تسلیت

خانواده محترم عمرانی

با کمال تاسف و تاثر درگذشت دخترخاله گرامیتان را به شما و خانواده محترمتان و سایر بستاگان آن مرحومه تسلیت عرض می نمائیم برای ایشان رحمت و مغفرت الهی و برای بازماندگان صبر و شکیبائی مسالت می نمائیم

0 امتياز چهارشنبه، 3 شهريور ماه ، 1389 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 2 بار بازديد شده

تسلیت

دقایقی پیش با خبر شدیم که خانم صراف ( مادر نادر صراف ) به رحمت خدا رفته اند . ضمن تسلیت به خانواده محترم صراف و شما آهن شهریان به محض کسب اطلاعات بیشتر اطلاع رسانی خواهیم نمود.

0 امتياز دوشنبه، 1 شهريور ماه ، 1389 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 4 بار بازديد شده

ماجراي اكتشاف معدن سنگ آهن چادرملو

اين مطلب بقلم مهندس علی اکبر علی سبحانی کاشف معدن چادرملوست که بصورت خاطره به رشته تحرير در آورده است.
در خرداد ۱۳۱۹ از دانشکده فنی دانشگاه تهران در رشته معدن فارغ التحصيل شدم و برای کارآموزی به معدن منگنز رباط کريم رفتم تا پس از اتمام دوران کارآموزی به خدمت وظيفه بروم.وقتی به اداره نظام وظيفه مراجعه کردم، تقريباْ عده ای که لازم بود انتخاب کرده بودند وبه بقيه معافی يک ساله دادند و من هم خود را به اداره کل معادن معرفی کردم.در تاريخ ۶/۹/۱۳۱۹ بعنوان مهندس اکتشاف اداره کل معادن استخدام شدم و بلافاصله در تاريخ ۱۳/۹/۱۳۱۹ مامور شدم که به يزد و کرمان بروم و خود را به آقای دکتر کومل آلمانی که رئيس اکتشافات معادن آن نواحی بود، معرفی کنم.
آن وقت مرکز ناحيه اکتشافی شهر يزد بود و دکتر کومل و خانواده اش در منزلی نزديک ميدان ميرچخماق زندگی می کردند و آقايان مهندس مير افضلی و مهندس غفاری نيز درانتهای خيابان مرکزی شهر درخانه ای به نام « خانه شازده تلگرافچی» اقامت داشتند که من هم به آقايان ملحق شدم.
اکتشافات معدن در آن زمان در اولويت کارهای دولت بود و به همين جهت حقوق فوق العاده ای پرداخته می شد.بطوری که دريافتی اينجانب بااحتساب۵۲۰ ريال حقوق، رتبه سه اداری و۵۸۰ ريال فوق العاده روزانه جمعاْ ۲۳۰۰ ريال، مبلغ قابل توجهی بود.
درهيات، دونفر به نامهای آقايان کاملی و فرزاد کمک مهندس بودند و يک رئيس حسابداری به نام آقای نقشينه که استعداد زيادی هم در هنر تئاتر داشت و بعداْ هم بعلت بازی در فيلم دايی جان ناپلئون شهرت زيادی کسب کرد.
دريزد علاوه بر دکتر کومل چند مهندس ديگر آلمانی در کارخانه های نساجی و برق کار میکردند و به همين جهت هرهفته بولتنی از طرف سفارت آلمان درتهران برايشان فرستاده میشد واز وضع جنگ با اطلاع می شدند و اين اطلاع را آقای دکتر کومل در اختيار ماهم قرار میدادند. 
دکتر کومل قبل از آمدن به ايران درعربستان برای شرکت آرامکو کار می کردند و در آنجا اعراب ايشان را دکتر کمال صدا می کردند.ايشان زبان فرانسه را میدانست و ما مهندسان هم فرانسه می دانستيم.آقای کومل فارسی را می فهميد ولی خانمش فارسی را بهتر صحبت می کرد.
روش کار چنين بود که دکتر کومل نواحی مشخصی را در اطراف يزد انتخاب میکرد و هريک از مهندسان را به آن ناحيه اعزام میداشت تا مطالعاتی بعمل آورند و يک نسخه را مستقيماْ به اداره کل معادن ارسال دارند. آقای دکتر کومل خود نيز گاهی با يکی از مهندسان همراه میشد.
در ۲۱/۱۱/۱۳۱۹ قرار شد که دکتر کومل و من به ساغند برويم.دهکده ساغند درکنار جاده يزد-مشهد در فاصله ۷۵ کيلومتری واقع بود. شب به ساغند رسيديم و به خانه کدخدا رفتيم.همه گونه وسيله داشتيم و فقط بايد در محلی اطراق می کرديم.هوا خيلی خوب بود و برودت زيادی نداشت.وسيله گرما يک منقل آتش بود و کدخدا و ما کنار آن نشسته بوديم.از طريق دولت و فرمانداری يزد به کليه دهداران و کدخدايان سفارش شده بود که همه گونه کمک را به افرادی نظير ما بدهند.ما تمام مخارج خود را پرداخت می کرديم و حتی قدری هم بيشتر از حد معمول.
گويا بعلت ورود ما آن شب آمد و شد به خانه کدخدا بيشتراز معمول بود، مردی آمد و از امنيه شکايت میکرد که مرغش را گرفته و پولش را نداده.کدخدا کسی را فرستاد و امنيه آمد.کدخدا پرسيد:چرامرغ اين مرد راگرفته و پول ندادی؟امنيه پاسخ داد:مرغ را گرفتم و۳۰ شاهی هم داده ام.مرد روستايی گفت: قيمت مرغ 5/2 ريال است.امنيه گفت: من ماهی۳۰ ريال می گيرم آقای کدخدا آيا بيش از 5/1 ريال میتوانم يک مرغ بدهم؟
خلاصه کدخدا هر دو را مرخص کرد. مشکل من اين بود که موضوع را برای دکترترجمه کنم. برای دکتر کومل و من که حقوق فوق العاده ای داشتيم باور۳۰ ريال حقوق ماهيانه برای امنيه قابل قبول نبود.
صبح روز بعد، مقدمات بررسی اطراف ساغند را شروع کرديم.۶ شتر، دوتا برای سواری و ۴ تا برای حمل بار و بنه و چهار کارگر و يک راهنما و يک ساربان.اين مسافرت مطالعاتی به مدت هشت روز به درازا کشيد.اين ناحيه بين ساغند، بافق و بهاباد بود وما مجبور بوديم که راه را طوری انتخاب کنيم که لااقل هر شب برسر چاهی چادرها را برپا کنيم تا بتوانند شترها را تيمار کنند.در روز سوم و در بين راه بطرف چاه دره ملون قطعاتی از سنگ معدن را يافته بوديم و شب به چاه رسيديم واطراق کرديم.معدن شامل چهار تپه بود و آقای دکتر کومل برای هريک از تپه ها اسمی بااين مشخصات انتخاب کرد:۱- زاهدی مدير کل اداره معادن ۲- شهيدزاده رئيس اداره اکتشافات ۳- دکتر کومل ۴- سبحانی
بعد از يک روز ماندن در محل معدن برگشتيم و در روز هشتم من و دکتر کومل در حالیکه برای صرف ناهار فقط ۴تا شلغم برايمان باقی مانده بود، به ساغند رسيديم و در روز ۳۰/۱۱/۱۳۱۹ به يزد برگشتيم.در يزد مقررشد که مقدمات کار را فراهم کنيم و قرار شد که من برای رسيدگی و مطالعه کامل به ساغند و محل معدن برگردم. در ۲۳/۱۲/۱۳۱۹ به اتفاق آقايان کاملی و فرزاد به ساغند مراجعت کرديم و مجدداْ وسايل را به وسيله شترها و کارگران به معدن حمل کرديم. تعدادی کارگر نيز استخدام کرديم که در ميان آنها نوازنده ای هم بود. چادرها را درکنار چاه برپا کرديم.روزها به کار می رفتيم و شب ها در چادرها جمع می شديم و آن نوازنده همه را مشغول میکرد و درکنار کارگران شترها طوری جمع میشدند که سرهای آنها يک دايره را تشکيل میداد و در آن دايره علوفه می ريختند و آنها را به آرامی و وضع خاصی علفها را می خوردند.ما تا تاريخ ۲۹/۱/۱۳۲۰ در معدن بوديم و مطالعات مقدماتی را انجام داديم و ذخيره قابل رويت آن را که در حدود ۱۲ ميليون تن بود، برآورد کرديم و به ساغند برگشتيم و منتظر شديم تا وسيله ای پيدا کنيم که به يزد برويم.آمد و شد در بين ساغند و يزد به قدری کم بود که برای تهيه وسيله سه روز در ساغند و در قهوه خانه کنار جاده مانديم. در يزد گزارش خود را تهيه و يک نسخه از آن را به دکتر کومل و نسخه ديگر را مستقيماْ به اداره اکتشافات ارسال داشتيم و برای تهيه گزارش درمورد چغارت بافق عزيمت کردم تا همين مطالعات را نيز درمورد آن انجام دهم.پس از برگشت از بافق به تهران درخصوص گزارش معدن دره چادر ملوسوالاتی کردم وبرای تهيه نمونه سنگهای اطراف معدن مجدداْ در۲۰/۳/۱۳۲۰ به ساغند برگشتم و در ۲۶/۳/۱۳۲۰ به يزد مراجعت کردم و گزارش تکميلی را ارسال داشتم.
در اثر جنگ و سرايت آن به ايران اکتشافات معادن تعطيل شد و تعدادی ازمهندسان معدن برای مدتی بيکار و بعداْ در صنايع ديگر جذب شدند، من به رشته نساجی کشيده شدم.
بالاخره در اوايل ۱۳۷۶ در روزنامه ها اخباری از معدن چادرملو درج شد که مرا به ياد معدن دره چاه ملون انداخت، نامه ای دراين خصوص و سوابق معدن برای وزارت معادن و فلزات فرستادم مطالب را مختصراْ گزارش و تقاضا کردم که اجازه دهند چند روزی از معادن بافق و چادرملو ديدن کنم. وزير معادن و فلزات وقت موافقت و از من دعوت کردند که بمدت سه روز از معادن ديدن کنم.مسئولان معادن با کمال احترام و علاقه و کنجکاوی ازاينکه درآن تاريخ دراين منطقه انجام وظيفه کرده ام، سوالات مربوط به آن زمان را مطرح کردند ومن بسيار خوشحال و مسرور بودم که بعد از ۵۷ سال، آن روزهای مغتنم و دلپذير يادآوری می شد.
آقای وزير در مصاحبه با روزنامه همشهری اظهار داشت: چادرملو که در۱۸۰ کيلومتری شهر يزد و در دل کوير واقع شده، ۵۷ سال پيش توسط مهندس سبحانی که اکنون نيز درقيد حيات هستند شناسايی شده است.
خوشبختانه در روز ۱۲/۳/۱۳۷۶ روزی که معدن افتتاح شد، از من هم دعوت به عمل آمد. جناب آقای رفسنجانی در بيانات خود هنگام افتتاح معدن اظهار داشتند: در يک منطقه ای که کيلومترها در کيلومترها علايمی از حيات ديده نمی شود و در يک ساعت پرواز با هلی کوپتر هيچ چيز جز شن و باد ديده نمیشود، در چنين ناحيه ای اقدام برجسته ای انجام شد و معدنی کشف شده است که ما سپاسگذار مهندس سبحانی هستيم. کسيکه اين گنجينه را در ۵۷ سال پيش وقتی ما بچه بوديم و به مدرسه ابتدايی ميرفتيم، کشف کرده است.
درخاتمه ياد آور میشوم که طرح بهره برداری از اين معدن در سال۱۳۷۱ آغاز شد و نخستين کاميون حامل سنگ آهن کنسانتره در اسفند ۱۳۷۵ عازم فولاد مبارکه شد.سرمايه گذاری دراين طرح ۵۸۵ ميليون دلار و ۳۸۰ ميليارد ريال بوده و ذخيره معدن بالغ بر ۴۰۰ ميليون تن بر آورد شده و برنامه استخراج با ظرفيت ۸ ميليون تن در سال منظم شده است. آب مورد نياز معدن از بهاباد در ۷۵ کيلومتری معدن تامين می شود.
خدمت دوستان خوبم اضافه کنم که طی بازديدی که در سال ۸۱(اواخر مرداد-اوايل شهريور)از معادن بافق شامل چادر ملو و چغارت و فسفات اسفوردی و يک معدن مرمريت که از طرف دانشگاه بود داشتم خود شاهد اين عجايب خلقت و منابع عظيم ناحيه معدن خيز بافق بودم و حتی از معادن چادرملو و اسفوردی و مرمريت با دوربين هنديکم فيلمبرداری کرده ام وهنگامی که اين مسافت طولانی (۱۴ساعت با اتوبوس فقط تا بافق) را طی کرديم اصلاْ باورم نمی شد که در آن بيابانهای بی آب و علف بشود معدنی را جستجو کرد. مخصوصاْ چادرملو که تازه ۵ يا ۶ ساعت با اتوبوس از يک جاده تقريباْ خاکی از بافق فاصله داشت. مسافرت من به بافق در همين جا ختم نشد و در ارديبهشت سال ۸۲ برای شرکت در همايش حفاری در معادن بافق به اين شهر زيبا رفتم و فرصتی دست داد تا بازديدی هم از معدن سرب و روی کوشک که بصورت زيرزمينی بود داشته باشم. از شهر بافق واستان يزد خاطرات زيبايی دارم از بازديد ازمعادن گرفته تا خريد باقلوا و بيشتر از آن خوردن باقلوا. 

منبع:خبرنامه کانون مهندسين فارغ التحصيلان دانشکده فنی دانشگاه تهران (۱۳۷۸) و مجله پيام چادر ملو (بهار۸۳)

گردآوری : مجید نقیب زاده

0 امتياز شنبه، 23 مرداد ماه ، 1389 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 11 بار بازديد شده

انشا

نام : فرخ......

كلاس : سوم آ دبستان ...

موزو انشا : عزدواج!

هر وقت من يك كار خوب مي كنم مامانم به من مي گويد بزرگ كه شدي برايت يك زن خوب مي گيرم.تا به حال من پنج تا كار خوب كرده ام و مامانم قول پنج تايش را به من داده است! حتمن ناسردين شاه خيلي كارهاي خوب مي كرده كه مامانش به اندازه استاديوم آزادي برايش زن گرفته بود. ولي من مؤتقدم كه اصولن انسان بايد زن بگيرد تا آدم بشود، چون بابايمان هميشه مي گويد مشكلات انسان را آدم مي كند. در عزدواج تواهم خيلي مهم است يعني دو طرف بايد به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خيلي به هم مي خوريم از لهاز فكري هم دو طرف بايد به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فكر ندارد كه به من بخورد ولي مامانم مي گويد اين ساناز از تو بيشتر هاليش مي شود در عزدواج سن و سال اصلن مهم نيست چه بسيار آدم هاي بزرگي بوده اند كه كارشان به تلاغ كشيده شده و چه بسيار آدم هاي كوچكي كه نكشيده شده. مهم اشق است! اگر اشق باشد ديگر كسي از شوهرش سكه نمي خواهد و دايي مختار هم از زندان در مي آيد. من تا حالا كلي سكه جم كرده ام و مي خواهم همان اول قلكم را بشكنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم. مهريه وشير بلال هيچ كس را خوشبخت نمي كند. همين خرج هاي ازافي باعث مي شود كه زندگي سخت بشود و سر خرج عروسي دايي مختار با پدر خانومش حرفش بشود. دايي مختار مي گفت پدر خانومش چتر باز بود. خوب شايد حقوق چتر بازي خيلي كم بوده كه نتوانسته خرج عروسي را بدهد. البته من و ساناز تفافق كرده ايم كه بجاي شام عروسي چيپس و خلالي نمكي بدهيم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتي مي خوري خش خش هم مي كند! اگر آدم زن خانه دار بگيرد خيلي بهتر است و گرنه آدم مجبور مي شود خودش خانه بگيرد. زن دايي مختار هم خانه دار نبود و دايي مختار مجبور شد يك زير زميني بگيرد. مي گفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پايين! اما خانوم دايي مختار هم مي خواست برود بالا! حتمن از زير زميني مي ترسيد . ساناز هم از زير زميني مي ترسد براي همين هم برايش توي باغچه يك خانه درختي درست كردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شكست. از آن موقه خاله با من قهر است. قهر بهتر از دعواست. آدم وقتي قهر مي كند بعد آشتي مي كند ولي اگر دعوا كند بعد كتك كاري مي كند بعد خانومش مي رود دادگاه شكايت مي كند بعد مي آيند دايي مختار را مي برند زندان! البته زندان آدم را مرد مي كند. عزدواج هم آدم را مرد مي كند، اما آدم با عزدواج مرد بشود خيلي بهتر است! اين بود انشاي من امید فتوحی نژاد

0 امتياز يكشنبه، 17 مرداد ماه ، 1389 نظرات نظر دهيد! ادامه

 
تعداد اخبار: 84 (17 صفحه | قابل نمايش: 5)
ورود به سایت
نام کاربری

رمز عبور

چنانچه تاکنون عضو این سایت نشده اید می توانید با تکمیل فرم مخصوص عضویت به جمع کاربران این سایت بپیوندید و از امكانات مخصوص كاربران استفاده نمائيد .

نظرسنجي
نظر شما درباره سایت

خیلی عالیه
میتونه بهتر باشه
جای کار داره
بهترین سایته
نظری ندارم!



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 96
نظرات : 1

لینک دوستان

آهن شهر

تمام لينك ها


لينكستان

phpnuke



صفحه اصلي |  جستجو |  دريافت فايل |  آرشيو اخبار |  تماس با ما



Powered By PHP-Nuke & Farsi Project By [MashhadTeam] PHPNuke.ir

www.mashhadteam.ir